ترس طالبان از حامد کرزی؛ نشانه‌ای از شکاف وضعف در حاکمیت

ه

در روزهای اخیر منابع آگاه گزارش داده‌اند که رهبر طالبان، هبت‌الله آخندزاده، هیئتی را از قندهار به کابل اعزام کرده تا پیامی سخت‌گیرانه به حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین افغانستان، منتقل کند. این پیام در قالب یک دستورنامه پنج‌ماده‌ای تنظیم شده که در آن بر اطاعت از امارت اسلامی، منع هرگونه فعالیت حزبی و سیاسی، محدودیت در دیدار با دیپلومات‌های خارجی و حتی ممنوعیت اظهارنظر درباره مسائل ملی و بین‌المللی تأکید شده است. افزون بر این، هیئت اعزامی از کرزی خواسته افغانستان را ترک کند.

اما پاسخ کرزی به این هشدار صریح و قاطع بود: «افغانستان خانه و وطن من است و هرگز آن را ترک نخواهم کرد.» او با این موضع‌گیری بار دیگر نشان داد که برخلاف بسیاری از سیاستمداران پیشین که کابل را ترک کردند، تصمیم گرفته در داخل کشور بماند و به‌گونه‌ای نمادین در برابر فشار طالبان ایستادگی کند.

حامد کرزی به‌عنوان نخستین رئیس‌جمهور پساطالبان، بیش از یک دهه رهبری سیاسی افغانستان را در دست داشت و در جامعه بین‌المللی نیز شناخته‌شده است. او در چهار سال گذشته، در حالی‌که بیشتر چهره‌های سیاسی کشور یا در تبعید به سر می‌برند یا سکوت اختیار کرده‌اند، در کابل باقی مانده و گه‌گاه دیدارهایی با دیپلومات‌های خارجی و فعالان اقتصادی داشته است.

کرزی همواره در مسائل حساس، به‌ویژه در زمینه آموزش دختران و حقوق زنان، موضع‌گیری کرده و آشکارا خواستار بازگشایی مکاتب دخترانه و اجازه کار برای زنان شده است. همین مواضع برای طالبان ــ که مشروعیت سیاسی‌شان بر انحصار قدرت و سرکوب صداهای مخالف استوار است ــ تهدیدی جدی تلقی می‌شود.

به گفته منابع نزدیک به طالبان، دلیل اصلی خشم هبت‌الله شنود یک گفت‌وگوی خصوصی کرزی بوده است که در آن گفته بود «او پایان عمر سیاسی رهبر طالبان را رقم خواهد زد.» همین جمله کافی بوده تا رهبر طالبان به‌شدت احساس خطر کند.

این واکنش نشان می‌دهد که طالبان، با وجود نمایش بیرونی قدرت، در درون با هراس از ریزش مشروعیت مواجه‌اند. کرزی، حتی بدون داشتن حزب یا پایگاه سیاسی فعال، همچنان یکی از معدود چهره‌هایی است که هم در داخل و هم در میان دیپلومات‌های خارجی شنونده دارد. این جایگاه نمادین کافی است تا طالبان او را یک رقیب بالقوه و خطرناک ببینند.

پیش‌تر طالبان معمولاً وقوع اختلافات داخلی یا اعتراضات را انکار می‌کردند. اما این‌که اکنون هیئتی رسمی را برای رساندن پیامی تهدیدآمیز به کرزی می‌فرستند و عملاً او را وادار به سکوت یا خروج از کشور می‌کنند، نشانه‌ای است از تغییر رویکرد. این تغییر بیانگر آن است که فضای سیاسی افغانستان آن‌چنان هم که طالبان تبلیغ می‌کنند «تحت تسلط کامل» آنان نیست. هر صدای مستقل، به‌ویژه اگر از جایگاهی شناخته‌شده مانند کرزی برخیزد، می‌تواند به نماد مقاومت سیاسی تبدیل شود.

طالبان با فشار بر کرزی در واقع با چند چالش هم‌زمان روبه‌رو می‌شوند:
1. از دست دادن وجهه بین‌المللی: کرزی هنوز در میان دیپلومات‌های خارجی و سازمان‌های بین‌المللی جایگاه ویژه دارد. محدود کردن یا تهدید او می‌تواند بار دیگر انتقادهای جدی علیه طالبان در سطح جهانی برانگیزد.
2. تقویت جبهه‌های خاموش داخلی: بسیاری از سیاستمداران و فعالان داخل افغانستان که تاکنون سکوت کرده‌اند، ممکن است با دیدن فشار بر کرزی به این نتیجه برسند که هیچ تضمینی برای امنیت و آزادی آنان وجود ندارد. این امر می‌تواند جبهه‌ای خاموش اما خطرناک برای طالبان ایجاد کند.
3. نمایان شدن ترس پنهان طالبان: تأکید بر اطاعت مطلق از امارت اسلامی و ممنوعیت هرگونه فعالیت سیاسی یا رسانه‌ای نشان می‌دهد که طالبان از کوچک‌ترین صدای متفاوت هم هراس دارند. این ترس بیش از آن‌که نشانه قدرت باشد، بیانگر شکنندگی حاکمیت آنان است.

با توجه به شرایط موجود، کرزی بعید است کشور را ترک کند. ماندن او در کابل، حتی اگر فعالیت سیاسی آشکار نداشته باشد، به‌نوعی مقاومت نمادین علیه طالبان محسوب می‌شود. طالبان نیز هرچه بیشتر برای خاموش کردن او تلاش کنند، بر اهمیت و نفوذ نمادینش خواهند افزود.

از سوی دیگر، جامعه جهانی به‌ویژه غرب، نسبت به وضعیت حقوق بشر و سرکوب زنان در افغانستان حساس است. هرگونه برخورد خشن طالبان با کرزی می‌تواند توجه و فشارهای بیشتری بر این گروه وارد کند.

ماجرای تقابل طالبان و حامد کرزی بیش از آن‌که صرفاً یک نزاع شخصی باشد، بازتابی از وضعیت کنونی سیاست افغانستان است: حکومتی که مدعی تسلط کامل است اما در واقع از نفوذ یک سیاستمدار منزوی در کابل هراس دارد. طالبان با فشار بر کرزی در تلاش‌اند هر صدای متفاوتی را خاموش کنند، اما همین فشارها می‌تواند به نقطه ضعف بزرگ آنان تبدیل شود.

افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند فضا برای گفت‌وگوی سیاسی و تحمل صدای مخالف است. اما طالبان با بستن این فضا نه‌تنها بر تنهایی خود می‌افزایند، بلکه زمینه را برای شکل‌گیری موج‌های جدید مقاومت، چه در داخل و چه در عرصه بین‌المللی، فراهم می‌سازند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *