تحلیل: نشست اسلامآباد و تغییر احتمالی در معادله پاکستان و طالبان
نشست دو روزهای که با حضور چهرههای سیاسی و مدنی افغانستان در اسلامآباد برگزار میشود، از منظر بسیاری ناظران فراتر از یک گردهمایی علمی یا نمادین است. این نشست، که پاکستان میزبان آن است، میتواند به نشانهای از تغییر در رویکرد اسلامآباد نسبت به افغانستان و گروه طالبان تعبیر شود.
برای بیش از دو دهه، سیاست رسمی پاکستان نسبت به افغانستان عمدتاً بر محور تعامل نزدیک با طالبان و استفاده ابزاری از این گروه در معادلات امنیتی و منطقهای متمرکز بوده است. با این حال، تشدید حملات تحریک طالبان پاکستانی (TTP) در داخل خاک پاکستان و اتهام اسلامآباد به پناه گرفتن این جنگجویان در افغانستان، شکاف بیسابقهای را در روابط دو طرف ایجاد کرده است. در چنین زمینهای، برگزاری یک نشست علنی با حضور مخالفان طالبان در پایتخت پاکستان، نشان میدهد که این کشور در حال بازنگری در معادله قدیمی خود است.
این تغییر احتمالی چند نکته کلیدی دارد:
1. تضعیف انحصار طالبان بر نمایندگی سیاسی افغانستان
اسلامآباد با میزبانی این نشست، بهطور غیرمستقیم این پیام را مخابره میکند که طالبان تنها نماینده مشروع افغانستان نیستند و جامعه سیاسی افغانستان بسیار متکثرتر از آن است که در قالب یک گروه خلاصه شود. این رویکرد، ضربهای به مشروعیت طالبان در سطح منطقهای به شمار میرود.
2. پیام به جامعه جهانی
پاکستان در شرایطی قرار گرفته که فشارهای امنیتی داخلی و فشارهای دیپلماتیک بینالمللی بر آن افزایش یافته است. میزبانی چنین نشستهایی میتواند به اسلامآباد امکان دهد خود را بهعنوان کشوری معرفی کند که آماده ایجاد پل ارتباطی میان گروههای مختلف افغان است و نقشی «میانجیگرانه» در ثبات منطقه ایفا میکند.
3. واکنشهای متضاد
انتقاد تند زلمی خلیلزاد از برگزاری این نشست و استقبال چهرههایی چون فوزیه کوفی، تضاد عمیق در نگاهها به آینده افغانستان را آشکار میسازد. خلیلزاد این اقدام را «تحریکآمیز و غیرمسئولانه» میداند، در حالیکه کوفی آن را فرصتی برای بازگرداندن زنان و جامعه مدنی به صحنه سیاسی کشور قلمداد میکند. این اختلاف دیدگاه نشان میدهد که آینده افغانستان همچنان عرصه جدال روایتها و منافع خارجی باقی مانده است.
4. نگرانیهای امنیتی پاکستان
اسلامآباد میداند که ادامه حمایت بیقید و شرط از طالبان میتواند به معنای تداوم حضور تحریک طالبان پاکستانی در مرزها و شهرهای این کشور باشد. بنابراین، گشودن کانالهای ارتباطی با مخالفان طالبان شاید بخشی از راهبردی برای فشار بر این گروه و وادار کردن آن به تغییر رفتار در قبال تیتیپی باشد.
5. آزمون برای اسلامآباد
پرسش کلیدی این است که آیا این نشست آغازگر یک سیاست پایدار جدید خواهد بود یا تنها یک ابتکار مقطعی برای مدیریت بحران امنیتی فعلی؟ تجربه تاریخی نشان داده است که سیاست افغانستانی پاکستان همواره متأثر از ضرورتهای کوتاهمدت امنیتی بوده است، نه یک دیدگاه راهبردی بلندمدت.
در مجموع، نشست اسلامآباد را میتوان نقطه عطفی در روابط افغانستان و پاکستان دانست؛ نشانهای که اگر ادامه یابد، میتواند به بازتعریف جایگاه طالبان در معادلات منطقهای منجر شود. اما اگر این نشست صرفاً یک ژست سیاسی باقی بماند، خطر آن وجود دارد که به جای اعتمادسازی، به سوءظنهای جدید میان کابل و اسلامآباد دامن بزند.
