کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف

کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف خبرگزاری بانو: در تداوم کوچ‌های اجباری طالبان در بامیان، بهسود و اورزگان، این‌بار نوبت به شهرک نوآباد در ولایت غزنی رسیده است؛ جایی که مردمش نه زمین دولتی غصب کرده‌اند، نه بر املاک کسی تجاوز، بلکه با دسترنج و عرق پیشانی خویش هر وجب آن را خریده و آباد کرده‌اند. طالبان با صدور اعلامیه‌ای مبنی بر «دولتی بودن» زمین‌های نوآباد، موجی از نگرانی و خشم را در میان مردم برانگیخته‌اند. این در حالی‌ست که باشندگان این ناحیه، اسناد رسمی مالکیت، قباله‌ها و رسیدهای قانونی در اختیار دارند و طی بیش از دو دهه، بدون هیچ‌گونه حمایت دولتی، از بیابان خشک شهری زنده ساخته‌اند؛ شهری که با هزینه‌های شخصی مردم، پایه‌های برق، سرک‌ها و خانه‌هایش برپا شده است. اما اکنون همان مردمی که از راه کارگری در داخل و بیرون کشور سرمایه اندوختند تا برای خانواده‌های‌شان سرپناهی بسازند، با برچسب‌های «غصب» و «دولتی بودن» زمین‌ها مواجه‌اند. در واقع، برنامه‌ی جابه‌جایی اجباری اقوام، به‌نام «نظم و عدالت»، اما در عمل برای تغییر بافت جمعیتی و حذف هدفمند گروه‌های قومی دنبال می‌شود. سکوت رسمی و بی‌اعتنایی به فریاد مردم، نشان از سیاستی دارد که نه به عدالت باور دارد و نه به حرمت ملک و جان انسان. طالبان می‌خواهند چهره‌ی ظلم را در پوشش قانون پنهان کنند، اما حقیقت روشن است: نوآباد غصب نیست، بلکه یادگار کار، امید و زندگی صادقانه‌ی مردم است. مردم غزنی می‌گویند عدالت، وقتی معنا دارد که پیش از هر تصمیم، اسناد و واقعیت‌ها دیده شود. اگر نه، این اعلامیه‌ها چیزی جز ادامه‌ی کوچ اجباری و پاک‌سازی نرم قومی نخواهد بود — سیاستی که از بامیان و بهسود آغاز شد و اکنون در غزنی ادامه یافته است. نوآباد فقط یک منطقه نیست؛ نمادی‌ست از مقاومت مدنی مردم در برابر بی‌عدالتی و مصادره‌گری به‌نام دین و دولت.

 

خبرگزاری بانو: در تداوم کوچ‌های اجباری طالبان در بامیان، بهسود و اورزگان، این‌بار نوبت به شهرک نوآباد در ولایت غزنی رسیده است؛ جایی که مردمش نه زمین دولتی غصب کرده‌اند، نه بر املاک کسی تجاوز، بلکه با دسترنج و عرق پیشانی خویش هر وجب آن را خریده و آباد کرده‌اند.

طالبان با صدور اعلامیه‌ای مبنی بر «دولتی بودن» زمین‌های نوآباد، موجی از نگرانی و خشم را در میان مردم برانگیخته‌اند. این در حالی‌ست که باشندگان این ناحیه، اسناد رسمی مالکیت، قباله‌ها و رسیدهای قانونی در اختیار دارند و طی بیش از دو دهه، بدون هیچ‌گونه حمایت دولتی، از بیابان خشک شهری زنده ساخته‌اند؛ شهری که با هزینه‌های شخصی مردم، پایه‌های برق، سرک‌ها و خانه‌هایش برپا شده است.

اما اکنون همان مردمی که از راه کارگری در داخل و بیرون کشور سرمایه اندوختند تا برای خانواده‌های‌شان سرپناهی بسازند، با برچسب‌های «غصب» و «دولتی بودن» زمین‌ها مواجه‌اند. در واقع، برنامه‌ی جابه‌جایی اجباری اقوام، به‌نام «نظم و عدالت»، اما در عمل برای تغییر بافت جمعیتی و حذف هدفمند گروه‌های قومی دنبال می‌شود.

سکوت رسمی و بی‌اعتنایی به فریاد مردم، نشان از سیاستی دارد که نه به عدالت باور دارد و نه به حرمت ملک و جان انسان. طالبان می‌خواهند چهره‌ی ظلم را در پوشش قانون پنهان کنند، اما حقیقت روشن است: نوآباد غصب نیست، بلکه یادگار کار، امید و زندگی صادقانه‌ی مردم است.

مردم غزنی می‌گویند عدالت، وقتی معنا دارد که پیش از هر تصمیم، اسناد و واقعیت‌ها دیده شود. اگر نه، این اعلامیه‌ها چیزی جز ادامه‌ی کوچ اجباری و پاک‌سازی نرم قومی نخواهد بود — سیاستی که از بامیان و بهسود آغاز شد و اکنون در غزنی ادامه یافته است.

نوآباد فقط یک منطقه نیست؛ نمادی‌ست از مقاومت مدنی مردم در برابر بی‌عدالتی و مصادره‌گری به‌نام دین و دولت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *