روایت گزینشی از «اشغال»؛ تمجید جلالی از نقش امریکا و پرسش‌های بی‌پاسخ درباره گذشته و امروز افغانستان

خبرگزاری بانو: ذاکر جلالی، رئیس دوم سیاسی وزارت خارجه طالبان، در اظهاراتی بحث‌برانگیز گفته است که نقش ایالات متحده امریکا در پروژه‌های بزرگ انکشافی چون بند کجکی در هلمند و میدان هوایی کندهار «نباید نادیده گرفته شود»؛ سخنانی که با مواضع تند پیشین طالبان علیه حضور امریکا در افغانستان در تضاد آشکار قرار دارد. جلالی، دوره ۲۰ ساله حضور امریکا را «اشغال» خوانده، اما هم‌زمان آن را مرحله‌ای «استثنایی» در روابط دو کشور توصیف کرده و مدعی شده است که نه‌تنها پیچیدگی خاصی در روابط کنونی کابل–واشنگتن وجود ندارد، بلکه زمینه برای بازسازی و گسترش روابط نیز فراهم است. او در صفحه ایکس خود نوشته است که امضای توافق‌نامه دوحه نشانه‌ای از «عمل‌گرایی» دو طرف بوده تا از گذشته عبور کرده و بر فرصت‌های مرحله جدید تمرکز کنند. این در حالی است که بسیاری از ناظران، توافق دوحه را یکی از عوامل فروپاشی نظام پیشین، قطع‌شدن روندهای سیاسی و آغاز بحران فراگیر کنونی در افغانستان می‌دانند. منتقدان می‌گویند تأکید طالبان بر نقش «مثبت» امریکا در پروژه‌های زیرساختی، بدون پذیرش پیامدهای سیاسی، امنیتی و انسانی ۲۰ سال جنگ، نوعی بازنویسی گزینشی تاریخ است. به‌ویژه آن‌که طالبان در گفتمان داخلی خود هنوز امریکا را عامل اصلی ویرانی‌ها معرفی می‌کنند، اما در عرصه دیپلماتیک از نبود «مانع جدی» در روابط سخن می‌گویند. این موضع‌گیری‌ها در حالی مطرح می‌شود که افغانستان همچنان با بحران عمیق اقتصادی، انزوای بین‌المللی، بسته‌بودن نظام سیاسی و نقض گسترده حقوق شهروندان روبه‌رو است؛ مسایلی که بدون پاسخ روشن به آن‌ها، سخن گفتن از «گسترش روابط» بیش از آن‌که واقع‌بینانه باشد، تلاشی برای مشروعیت‌سازی تدریجی تلقی می‌شود.

خبرگزاری بانو: ذاکر جلالی، رئیس دوم سیاسی وزارت خارجه طالبان، در اظهاراتی بحث‌برانگیز گفته است که نقش ایالات متحده امریکا در پروژه‌های بزرگ انکشافی چون بند کجکی در هلمند و میدان هوایی کندهار «نباید نادیده گرفته شود»؛ سخنانی که با مواضع تند پیشین طالبان علیه حضور امریکا در افغانستان در تضاد آشکار قرار دارد.

جلالی، دوره ۲۰ ساله حضور امریکا را «اشغال» خوانده، اما هم‌زمان آن را مرحله‌ای «استثنایی» در روابط دو کشور توصیف کرده و مدعی شده است که نه‌تنها پیچیدگی خاصی در روابط کنونی کابل–واشنگتن وجود ندارد، بلکه زمینه برای بازسازی و گسترش روابط نیز فراهم است.

او در صفحه ایکس خود نوشته است که امضای توافق‌نامه دوحه نشانه‌ای از «عمل‌گرایی» دو طرف بوده تا از گذشته عبور کرده و بر فرصت‌های مرحله جدید تمرکز کنند. این در حالی است که بسیاری از ناظران، توافق دوحه را یکی از عوامل فروپاشی نظام پیشین، قطع‌شدن روندهای سیاسی و آغاز بحران فراگیر کنونی در افغانستان می‌دانند.

منتقدان می‌گویند تأکید طالبان بر نقش «مثبت» امریکا در پروژه‌های زیرساختی، بدون پذیرش پیامدهای سیاسی، امنیتی و انسانی ۲۰ سال جنگ، نوعی بازنویسی گزینشی تاریخ است. به‌ویژه آن‌که طالبان در گفتمان داخلی خود هنوز امریکا را عامل اصلی ویرانی‌ها معرفی می‌کنند، اما در عرصه دیپلماتیک از نبود «مانع جدی» در روابط سخن می‌گویند.

این موضع‌گیری‌ها در حالی مطرح می‌شود که افغانستان همچنان با بحران عمیق اقتصادی، انزوای بین‌المللی، بسته‌بودن نظام سیاسی و نقض گسترده حقوق شهروندان روبه‌رو است؛ مسایلی که بدون پاسخ روشن به آن‌ها، سخن گفتن از «گسترش روابط» بیش از آن‌که واقع‌بینانه باشد، تلاشی برای مشروعیت‌سازی تدریجی تلقی می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *