تحلیل خبر از خبرگزاری بانو:
اظهارات تازه وزیر جنگ ایالات متحده درباره «احیای اعتبار جهانی آمریکا» پس از خروج از افغانستان، بیش از آنکه بیانگر اعتمادبهنفس یک قدرت جهانی باشد، بوی یک بحران عمیق هویتی و عقده سیاسی را میدهد. گویی واشنگتن هنوز نتوانسته با پیامدهای شکست استراتژیک خود در افغانستان کنار بیاید و اکنون میکوشد آن زخم را با نمایش قدرت، زبان تحقیر و حمایت بیقیدوشرط از خشونت در نقاط دیگر جهان پنهان کند.
خروج آمریکا از افغانستان نه صرفاً یک عقبنشینی نظامی، بلکه نماد فروپاشی یک روایت بود؛ روایتی که دو دهه با شعار «دموکراسی، حقوق بشر و ملتسازی» تبلیغ شد. صحنههای فرودگاه کابل، رهاشدن متحدان محلی و بازگشت طالبان، ضربهای جدی به اعتبار اخلاقی و سیاسی آمریکا وارد کرد؛ ضربهای که با چند عملیات نظامی یا لفاظیهای تند قابل جبران نیست.
با این حال، بهجای بازاندیشی در سیاست خارجی و پذیرش مسؤولیتهای اخلاقی، دولت ترامپ و تیم امنیتی او، مسیر آسانتری را برگزیدهاند: بازتعریف اقتدار از راه تحقیر دیگران. تحقیر رئیسجمهور ونزوئلا، زیر سؤال بردن جایگاه رئیسجمهور اوکراین و در همان حال، حمایت بیچونوچرا از جنگی که به کشتار گسترده غیرنظامیان در غزه انجامیده است، بیشتر یادآور سیاست «قدرت عریان» است تا «صلح از مسیر قدرت» که وزیر جنگ از آن سخن میگوید.
این پرسش جدی مطرح است: آیا اقتدار یک ابرقدرت واقعاً با بیاعتنایی به حقوق بینالملل، نادیدهگرفتن کشتار غیرنظامیان و تحقیر رهبران کشورها بازسازی میشود؟ اگر چنین باشد، تفاوت آمریکا با همان قدرتهایی که سالها آنها را به «نقض حقوق بشر» متهم میکرد، در چیست؟
ادعای پیگیری صلح از مسیر قدرت، وقتی همزمان با نادیدهگرفتن نسلکشی در غزه یا توجیه مداخلات نظامی بدون اجماع جهانی مطرح میشود، بیشتر به یک تناقض آشکار میماند. صلحی که بر ویرانههای حقوق بشر و کرامت انسانی بنا شود، نه پایدار است و نه مشروع.
افغانستان همچنان آینهای در برابر سیاست خارجی آمریکا است؛ آینهای که نشان میدهد مشکل اصلی نه «خروج بد» بلکه «بیتعهدی ساختاری» به انسان، اصول و مسؤولیتهای پس از مداخله بوده است. تا زمانی که واشنگتن این واقعیت را نپذیرد، هر ادعایی درباره احیای اعتبار جهانی، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، تلاشی عصبی برای پوشاندن یک شکست تاریخی خواهد بود.
اقتدار واقعی، از پذیرش خطا، احترام به کرامت ملتها و پایبندی به همان ارزشهایی میآید که سالها به نام آنها جنگ به راه افتاد؛ نه از تحقیر، تهدید و توجیه خشونت.
