Skip to content
آبان 9, 1405
  • سه انفجار قدرتمند در بنو؛ مراکز نظامی پاکستان هدف حملات انتحاری
  • جبهه آزادی مسوولیت حمله بر اقامتگاه مقام طالبان در کندز را بر عهده گرفت
  • انجمن دیپلماتان افغانستان ماموریت یوناما را ناکام خواند
  • یوناما در روز جهانی زن: سرمایه‌گذاری در زنان و دختران افغانستان ضروری است
خبرگزاری بانو

خبرگزاری بانو

Covering Every Story in Afghanistan and Beyond

خبر نامه
اخبار تصادفی
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست
Live Now
تجارت ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان ۹۳ درصد کاهش یافته است خبرگزاری بانو: روزنامه پاکستانی دان به نقل از بانک جهانی و تحلیلگران اقتصادی گزارش داده است که تجارت ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان در سال مالی ۲۰۲۶ نسبت به سال ۲۰۲۱، حدود ۹۳ درصد کاهش یافته و هم‌زمان وابستگی افغانستان به مسیرهای ترانزیتی ایران و آسیای مرکزی افزایش پیدا کرده است. روزنامه پاکستانی دان به نقل از بخش نظارت بر افغانستان بانک جهانی و تحلیلگران اقتصادی گزارش داده است که تجارت ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان در سال مالی ۲۰۲۶ با کاهش چشمگیر ۹۳ درصدی روبه‌رو شده است. بر اساس این گزارش، شمار محموله‌های ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان در سال مالی ۲۰۲۶ به ۱۱ هزار و ۵۹۲ کانتینر رسیده، در حالی که این رقم در سال مالی ۲۰۲۱، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، نزدیک به ۸۹ هزار کانتینر بود. گزارش می‌افزاید که هرچند پاکستان در میزان ۱۴۰۴ (اکتبر ۲۰۲۵) به دلیل نگرانی‌های امنیتی مرز دیورند را بست، اما روند کاهش تجارت پیش از آن آغاز شده بود. به گفته تحلیلگران، طالبان از مدت‌ها قبل برای کاهش وابستگی به بنادر پاکستان، مسیرهای تجاری از طریق ایران و آسیای مرکزی را گسترش داده‌اند. بر بنیاد این گزارش، تجارت ترانزیتی افغانستان پس از بازگشت طالبان در ابتدا افزایش یافت و در سال مالی ۲۰۲۳ به بیش از ۱۰۲ هزار کانتینر رسید، اما پس از آن روندی نزولی پیدا کرد و در سال‌های بعد به‌طور پیوسته کاهش یافت. گزارش همچنین نشان می‌دهد که ایران اکنون به بزرگ‌ترین شریک وارداتی افغانستان تبدیل شده و بیش از ۳۱ درصد واردات کشور از ایران انجام می‌شود. همچنین نزدیک به ۴۹ درصد واردات افغانستان از مسیرهای مستقیم و ترانزیتی ایران صورت می‌گیرد. از سوی دیگر، صادرات ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان نیز تقریباً متوقف شده است؛ به‌گونه‌ای که ارزش آن از ۴۵۴ میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۵ به تنها هفت میلیون دالر در سال مالی ۲۰۲۶ کاهش یافته است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که هرچند استفاده از مسیرهای بدیل، وابستگی افغانستان به پاکستان را کاهش داده، اما طولانی‌تر شدن مسیرهای انتقال، هزینه واردات کالا را افزایش داده و موجب گران‌تر شدن مواد غذایی، دارو و سایر کالاهای اساسی، به‌ویژه در ولایت‌های شرقی و جنوبی کشور، شده است. همچنین این روند بر درآمد هزاران راننده، شرکت‌های حمل‌ونقل و فعالان بخش ترانزیت نیز تأثیر منفی گذاشته است.
  • اخبار
  • افغانستان
  • جهان

تجارت ترانزیتی افغانستان از مسیر پاکستان ۹۳ درصد کاهش یافته است

3 ماه ago
  • اخبار
  • افغانستان

طالبان: عبور و مرور تجارتی میان افغانستان و ایران بصورت عادی جریان دارد

1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

یوناما در روز جهانی زن: سرمایه‌گذاری در زنان و دختران افغانستان ضروری است

2 سال ago2 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

نخست‌وزیر آلبانیا: کشورم زمانی به اندازه افغانستان عقب‌مانده بود

2 سال ago
  • اخبار
  • جهان

ترامپ به نتانیاهو: در مذاکرات با ایران، سنگ‌اندازی نکنید

1 سال ago
داستان رویا های ناتمام کانکور بدون دختران در افغانستان نویسنده: روئینا بخشی فصل اول   روز ابری بود و ریحان در حالی که از پنجره به پرنده‌های نشسته در درخت نگاه داشت، در مورد رویاها و آرزوهایش فکر می‌کرد. او هیچ نمی‌دانستکه همه‌ی آنها را بدست خواهد آورد یا نه؟   مادر: _ ریحان بیا، صبحانه حاضر است. _ درست است مادرجان، چنددقیقه بعد میایم. ریحان می‌خواست بیشتر پرنده‌ها را تماشا کند. جیک جیک پرنده‌ها، پریدن از یک شاخه به شاخه‌ای دیگر و تمنا برای پیدا کردن جفت او را مسحور کرده بود. مادرش پی‌هم صدا میزد و ریحان بازی‌گوشانه صدا را نادیده می‌گرفت، اما در نهایت مجبور شد از پرنده ها دل بکند و به سفره صبحانه بپیوندد. در خاموشی صبحانه را میل می‌کرد و مادر از حالات صورتش می‌فهمید که چیزی او را نا آرام کرده است. پس از صبحانه با همان خاموشی به تمیز کاری خانه پرداخت. ظروف صبحانه را شست، به شیشه‌ها دستی کشید و خانه را منظم کرد.   مادرش گفت: "ریحان امروز صبح تو را چی شده دخترم؟" ریحان ادامه داد: "نمی‌دانم چرا دلتنگ و ناراحت هستم، امروز حس بدی دارم." رحمت با کوله پشتی پر از کتاب و قلم با شیطنت و شادمانی به سمت او میامد و در نگاه‌های خیره او جست و خیز می‌زد. وقتی نزدیکش شد، با قلمی به زانویش زد و گفت: -چه چرت میزنی؟ بیا کمی با من ریاضی کار کن فردا امتحان دارم. نگاه‌های خیره‌اش از جای نامعلوم کنده شد و به برادر کوچکش نگریست. برادر در چشمش شاد و خوشبخت بود. -ای شوخک، ازبس می‌خوری این همه فربه شدی، ولی سوالات‌ات را حل نمی‌توانی فقط از چشمان‌ات شیطنت می‌بارد و دوست داری همیشه مرا از خیالاتم برهانی هه؟ لبخند زد و  او را در درس‌هایش کمک کرد. پس از حل چند معادله مشکل، ریحان به اتاق خود رفت و کتاب‌های مکتب خود را باز کرد. به کتابچه‌های با سلیقه، نوشته‌های منظم که عنوان‌ها با خط درشت سرخ‌رنگ و بقیه با خط آبی بودند، به گل‌های کنار دفترچه و به کتاب‌ها در الماری آبی رنگ عاشقانهنگاه می‌کرد. الماری بلندی سه طبقه‌یی داشت و لوازم خود را در آن گذاشته بود. یک بخش آن مربوط کتاب های‌ بود که با عشق می‌خواند او سال آخر مکتب را به خاطر آورد زمانی‌که با صنفی‌های‌اش یکجا با شوق و علاقه می‌رفتند. رنگ زرد و سفید دیوار‌های اتاق او را به یاد صنف درسی می‌انداخت. اتاق او با تخت خواب، چوکی، میز، الماری و قالین سرخ وطنی که با ذوق خود خریده بود تزئین شده بود. آنجا را خیلی دوست داشت چون یگانه پناهگاهی‌ آرام‌بخش لحظه‌های دلتنگی او بود. هر زمانی که نیاز به تنهایی می‌کرد، ترجیح می‌داد آنجا پناه ببرد چون می‌توانست به تماشای منظره‌ی بیرون از اتاق بنشیند. تقریبا دوسال است مکتب نرفته است چون‌طالبان اجازه تعلیم و تحصیل را برای‌ دختران نمی‌دادند، حتی فکرکردن به آن قلب مهربان او را به درد می‌کشید. ریحان رویاهای زیبای برای تمام‌کردن تحصیل خود در کشور داشت تا بتواند مصدر خدمت برای خانواده و مردم باشد. برای آرزوهایش اشک‌های مروارید می‌ریخت که دروازه تک، تک شد. قد مادر در چوکات در نمایان شد وبه محض بازکردن دروازده مادر درجا خشکش زد، ابروهایش در هم خمیده با شتاب و حیرت به دختراش نگاه می‌کرد. -دخترعزیزم گریه می‌کنی؟ ریحان اشک‌های‌اش را پاک می‌کرد. -مادرجان، به آرزوهای بعد از فراغت مکتب فکر می‌کردم. چگونه شخصیت‌ام را می‌ساختم و به اهداف‌ خود می‌رسیدم؟"  -مادر به فدای چشمان عسلی و بادامی‌ات. حلقه‌های افتیده موهای طلایی ریحان را که با اشک نمگین شده بود را پشت گوش ریحان کرد، برای دختر دلبنداش ناز و صدقه رفت و در آغوش گرم خودش جا داد. -حیف آن گونه‌های لاله‌ای ات که با آتش غم بسوزانیدش. صورت ماه‌گونه‌اش را بوسیده نوازش کرد و بعداز مکثی کوتاه ادامه داد. -تشویش نکن دخترم، همه این‌ مشکلات حل می‌شود. بخیر دوباره مکتب می‌روی و تحصیل می‌کنی." -امیدوارم چنین شود. ریحان از احساسات پاک و نیک مادراش جان می‌گرفت و او را مبارز حقیقی در زندگی خود می‌دانست. آغوش مادر برایش امن‌ترین مکان از هر وحشتی بود. بودن کنار مادر و مهربانی‌های او قوت‌بخش قلب ریحان بود. روز پردرد با خاطرات و آرمان‌های که از دست رفته را تجربه کرد. هنگامیکه طالبان حکومت را بدست گرفتند اوضاع کشور از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دیگر بخش‌ها روبه انحطاط شد، حالت نابسامانی بوجود آمد و مردم در حالت آشفتگی و سردرگمی روزگار خویش مشغول بودند. انسان‌ها دایماً دنبال کسانی هستند که لحظات خوب و بد زندگی کنارشان تحمل‌پذیر ‌باشد و خوشی‌ و غم را تقسیم کنند. ریحان وقتی به مرسل می‌اندیشید لبخند بر لب داشت. او قند و قندول دل ریحان بود شوخی‌ها و خنده‌های او نشاط‌آور لحظات دلتنگی ریحان بود.مرسل را فیثاغورث ریاضی صنف صدا می‌زدند همه می‌گفتند: "منتظر فورمول‌های جدیدات هستیم فیثاغورث جان." یگانه شخصی که راه‌گشاه مشکلات و وسوسه‌های ریحان بود رعنای قدبلنداش بود از باهوشی و ذکاوت او ریحان متحیر می‌شد و لای هر نظریه او رازی نهفته بود. انیس لحظات بی تاب ریحان هدیه مهربان بود بیشتر می‌شنید و کمتر حرف میزد. توجه به صحبت‌های دوستان می‌کرد و علاقه به درس‌های‌اش داشت. هر چهارشان باهم رابطه عمیق و نزدیک داشتند و خاطرات بی‌شماری از دوران مکتب با استادان، صنفی‌ها و امتحانات ثبت کرده بودند. فوتبال و قدم زدن سرگرمی‌های اوقات فراغت شان بودند. در امتحانات با دوستانش یکجا درس می‌خواند، نتایج امتحانات شان خوب بود و به خوشی تمام آن را با فامیل‌ شان شریک می‌ساختند تا حمایت بیشتر خانواده را جلب کنند. محبت و عشق توصیف‌ناپذیری میان هریک نسبت به دیگری رخنه کرده بود.   هر چهار دختر اهداف و رویاهای زیبایی داشتند و تمام مضامین صنف یازده را با شور و شوق می‌خواندند تا آماده امتحان کانکور شوند. برای فراغت از مکتب و ادامه تحصیل یکجا برنامه ریزی می‌کردند. بعد از امتحان کانکور خواستار راه‌یابی در دانشگاه کابل و رشته‌های دلخواه خود بودند.ریحان دختر قدرتمند و شجاعی بود، همیشه کارهای خود را مدیریت می‌کرد، او یکی از بهترین، لایق‌ترین و هوشیارترین شاگردان صنف بود. همه استادان او را دوست داشتند با مهربانی و چهره دلپذیراش دلبر همه شان بود.  با دوستان‌اش بامهر رفتار می‌کرد ویاور سختی‌های‌ شان بود. هدیه‌بخش تبسم‌های نمکی برای خواهران و برادران خوردتر از خود بود. مایل بود کارهای مربوطه‌ای خویش را خوداش انجام دهد. در کارهای خانه با مادراش همکاری می‌کرد. می‌خواست فرد مفید و موثر در خانواده و جامعه باشد.
  • داستان

رویاهای ناتمام؛ داستان کانکورهای بدون دختران

1 سال ago1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

آماده‌سازی طرح سیاسی جدید میان ملل متحد و طالبان

2 سال ago
خبرگزاری بانو: «جریان اعتماد و ثبات افغانستان» از برگزاری یک کنفرانس علمی در آلمان خبر داده است؛ نشستی که به بررسی نظام سیاسی، عدالت اجتماعی، توسعه پایدار و جایگاه افغانستان در سطح منطقه و جهان اختصاص دارد. این کنفرانس روز شنبه، ۲۷ جدی، در شهر فرانکفورت آلمان به ریاست مسعود ترشتوال آغاز شده و قرار است به مدت دو روز ادامه یابد. بر اساس اعلام این جریان، کنفرانس در قالب سه پنل تخصصی برگزار می‌شود و شماری از اندیشمندان، پژوهشگران و صاحب‌نظران افغانستان و بین‌المللی در آن حضور دارند. در بیانیه «جریان اعتماد و ثبات افغانستان» آمده است که هدف این نشست، «تحلیل عمیق، علمی و تخصصی مهم‌ترین چالش‌ها، فرصت‌ها و چشم‌اندازهای پیش‌روی افغانستان» در شرایط کنونی است. برگزاری این کنفرانس در حالی صورت می‌گیرد که پس از بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری از نشست‌ها و گفت‌وگوهای مرتبط با آینده افغانستان به خارج از کشور منتقل شده است. پیش از این نیز در ماه عقرب سال جاری، نشست مشابهی با عنوان «نشست انقره» با حضور فعالان مدنی، استادان دانشگاه و چهره‌های سیاسی درباره وضعیت افغانستان برگزار شده بود.
  • اخبار
  • افغانستان
  • جهان

برگزاری کنفرانس علمی درباره آینده سیاسی و اجتماعی افغانستان در آلمان

10 ماه ago
کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف خبرگزاری بانو: در تداوم کوچ‌های اجباری طالبان در بامیان، بهسود و اورزگان، این‌بار نوبت به شهرک نوآباد در ولایت غزنی رسیده است؛ جایی که مردمش نه زمین دولتی غصب کرده‌اند، نه بر املاک کسی تجاوز، بلکه با دسترنج و عرق پیشانی خویش هر وجب آن را خریده و آباد کرده‌اند. طالبان با صدور اعلامیه‌ای مبنی بر «دولتی بودن» زمین‌های نوآباد، موجی از نگرانی و خشم را در میان مردم برانگیخته‌اند. این در حالی‌ست که باشندگان این ناحیه، اسناد رسمی مالکیت، قباله‌ها و رسیدهای قانونی در اختیار دارند و طی بیش از دو دهه، بدون هیچ‌گونه حمایت دولتی، از بیابان خشک شهری زنده ساخته‌اند؛ شهری که با هزینه‌های شخصی مردم، پایه‌های برق، سرک‌ها و خانه‌هایش برپا شده است. اما اکنون همان مردمی که از راه کارگری در داخل و بیرون کشور سرمایه اندوختند تا برای خانواده‌های‌شان سرپناهی بسازند، با برچسب‌های «غصب» و «دولتی بودن» زمین‌ها مواجه‌اند. در واقع، برنامه‌ی جابه‌جایی اجباری اقوام، به‌نام «نظم و عدالت»، اما در عمل برای تغییر بافت جمعیتی و حذف هدفمند گروه‌های قومی دنبال می‌شود. سکوت رسمی و بی‌اعتنایی به فریاد مردم، نشان از سیاستی دارد که نه به عدالت باور دارد و نه به حرمت ملک و جان انسان. طالبان می‌خواهند چهره‌ی ظلم را در پوشش قانون پنهان کنند، اما حقیقت روشن است: نوآباد غصب نیست، بلکه یادگار کار، امید و زندگی صادقانه‌ی مردم است. مردم غزنی می‌گویند عدالت، وقتی معنا دارد که پیش از هر تصمیم، اسناد و واقعیت‌ها دیده شود. اگر نه، این اعلامیه‌ها چیزی جز ادامه‌ی کوچ اجباری و پاک‌سازی نرم قومی نخواهد بود — سیاستی که از بامیان و بهسود آغاز شد و اکنون در غزنی ادامه یافته است. نوآباد فقط یک منطقه نیست؛ نمادی‌ست از مقاومت مدنی مردم در برابر بی‌عدالتی و مصادره‌گری به‌نام دین و دولت.
  • دیدگاه‌بانو

کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف

1 سال ago1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

نبیل: با یک سطل رنگ نمیتوان حافظه جمعی را پاک کرد

2 سال ago
  • 1
  • …
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • …
  • 80
تمام حقوق برای خبرگزاری بانو محفوظ است.
  • اخبار
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست