« دیکتاتور دیر پا » خبر یا بیانیه سیاسی ؟ پرسشی از روزنامه هشت صبح

شهروند نوشت: در فضای ملتهب کنونی ایران، که اعتراضات داخلی، اتهام مداخله خارجی و تنش فزاینده میان جمهوری اسلامی و غرب هم‌زمان جریان دارد، انتظار از رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگر خبرمحوری، دقت و بی‌طرفی است. با این حال، متنی که اخیراً از سوی روزنامه ۸صبح درباره رهبر جمهوری اسلامی ایران نشر شده، بیشتر از آن‌که یک گزارش یا تحلیل متوازن رسانه‌ای باشد، به بیانیه سیاسی با موضع‌گیری صریح شباهت دارد. در این نوشته، علی خامنه‌ای به‌طور مستقیم با عناوینی چون «دیکتاتورمآبانه» و «رژیم آخوندی» توصیف شده و بقای جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای یک‌سویه به منافع ایالات متحده و چرخه تسلیحاتی غرب نسبت داده می‌شود. هرچند نقد قدرت، بررسی ساختارهای سرکوب و تحلیل روابط ژئوپلیتیکی حق مسلم رسانه‌هاست، اما مشکل اصلی نه در اصل نقد، بلکه در شیوه ارائه آن است. این متن بدون تفکیک روشن میان «خبر»، «تحلیل» و «نظر»، با زبانی احساسی و نتیجه‌گیرانه نوشته شده و عملاً جای قضاوت مخاطب را می‌گیرد. در شرایطی که خود جمهوری اسلامی، اعتراضات داخلی را به تحریک و حمایت غرب و اسرائیل نسبت می‌دهد، چنین ادبیاتی از سوی یک رسانه منطقه‌ای این پرسش جدی را ایجاد می‌کند: آیا این رسانه می‌تواند در پوشش اخبار و مواضع دو طرف، اعتماد عمومی را به‌عنوان یک منبع بی‌طرف حفظ کند؟ رسانه‌ای که ادعای استقلال دارد، به‌ویژه در بحران‌های بین‌المللی، باید: • میان خبر و تحلیل مرز شفاف بکشد؛ • از زبان داوری‌گر و قطعی در گزارش‌های تحلیلی پرهیز کند؛ • و امکان شنیده‌شدن روایت‌های مختلف را، حتی اگر با آن‌ها موافق نیست، فراهم سازد. در غیر این صورت، حتی اگر بخش‌هایی از تحلیل درست یا قابل‌دفاع باشد، اعتبار رسانه‌ای قربانی جهت‌گیری آشکار می‌شود. در نهایت، اعتماد مخاطب نه با تندی کلمات، بلکه با دقت، انصاف و فاصله حرفه‌ای از موضع‌گیری سیاسی به‌دست می‌آید؛ اصلی که اگر نادیده گرفته شود، رسانه را از مرجع خبر به بازیگر یک منازعه سیاسی تنزل می‌دهد.

شهروند نوشت:
در فضای ملتهب کنونی ایران، که اعتراضات داخلی، اتهام مداخله خارجی و تنش فزاینده میان جمهوری اسلامی و غرب هم‌زمان جریان دارد، انتظار از رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگر خبرمحوری، دقت و بی‌طرفی است. با این حال، متنی که اخیراً از سوی روزنامه ۸صبح درباره رهبر جمهوری اسلامی ایران نشر شده، بیشتر از آن‌که یک گزارش یا تحلیل متوازن رسانه‌ای باشد، به بیانیه سیاسی با موضع‌گیری صریح شباهت دارد.

در این نوشته، علی خامنه‌ای به‌طور مستقیم با عناوینی چون «دیکتاتورمآبانه» و «رژیم آخوندی» توصیف شده و بقای جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای یک‌سویه به منافع ایالات متحده و چرخه تسلیحاتی غرب نسبت داده می‌شود. هرچند نقد قدرت، بررسی ساختارهای سرکوب و تحلیل روابط ژئوپلیتیکی حق مسلم رسانه‌هاست، اما مشکل اصلی نه در اصل نقد، بلکه در شیوه ارائه آن است.

این متن بدون تفکیک روشن میان «خبر»، «تحلیل» و «نظر»، با زبانی احساسی و نتیجه‌گیرانه نوشته شده و عملاً جای قضاوت مخاطب را می‌گیرد. در شرایطی که خود جمهوری اسلامی، اعتراضات داخلی را به تحریک و حمایت غرب و اسرائیل نسبت می‌دهد، چنین ادبیاتی از سوی یک رسانه منطقه‌ای این پرسش جدی را ایجاد می‌کند:
آیا این رسانه می‌تواند در پوشش اخبار و مواضع دو طرف، اعتماد عمومی را به‌عنوان یک منبع بی‌طرف حفظ کند؟

رسانه‌ای که ادعای استقلال دارد، به‌ویژه در بحران‌های بین‌المللی، باید:
• میان خبر و تحلیل مرز شفاف بکشد؛
• از زبان داوری‌گر و قطعی در گزارش‌های تحلیلی پرهیز کند؛
• و امکان شنیده‌شدن روایت‌های مختلف را، حتی اگر با آن‌ها موافق نیست، فراهم سازد.

در غیر این صورت، حتی اگر بخش‌هایی از تحلیل درست یا قابل‌دفاع باشد، اعتبار رسانه‌ای قربانی جهت‌گیری آشکار می‌شود. در نهایت، اعتماد مخاطب نه با تندی کلمات، بلکه با دقت، انصاف و فاصله حرفه‌ای از موضع‌گیری سیاسی به‌دست می‌آید؛ اصلی که اگر نادیده گرفته شود، رسانه را از مرجع خبر به بازیگر یک منازعه سیاسی تنزل می‌دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *