تجربه های ۳۰سالگی؛ برای آنان که نمیخواهند دیر بفهمند

از شما چه پنهان، زندگی در ۳۰ سالگی برایم نشان داده ما در دنیایی خیلی بی‌رحم زندگی می‌کنیم. دنیایی که هر قدمش را باید با تجربه شخصی یاد بگیریم. دنیایی که ساخته شده تا ابتدا گذر عمرمان را چهارچوکات‌بندی کند؛ سپس یک نقشه توهمی را به خوردمان دهد، به امید اینکه با دنبال کردن آن توهم موفق می‌شویم. مثلاً درس خواندن و دانشگاه رفتن خود یک نقشه توهمی است. اما همه باور دارند با رفتن به دانشگاه و خواندن یک رشته در میان مجموعه‌ای از رشته‌ها، باعث می‌شود به پول، ثروت، زندگی خوب و کمال برسند. اما واقعیت چیزی دیگر است. دیگر دانشگاه رفتن و رشته خاصی را خواندن شما را به موفقیت نمی‌رساند، بلکه مسیر رسیدن به موفقیت‌تان را هم از شما می‌گیرد. بگذارید واضح بسازم: مثلاً من می‌توانستم نه لیسانس بخوانم، نه ماستری و نه دکترا، باز هم موفق باشم. موفق‌تر از نیمی از جمعیت دنیا که دانشگاه خوانده‌اند و به فکر خودشان به موفقیت رسیده‌اند. البته با حفظ تعریف موفقیت که برای هر کسی فرق می‌کند. منظور من از موفقیت در امور مالی است؛ یعنی استقلال مالی و رشد فردی. شاید باور نکنید، اما زمان تغییر کرده و می‌شود بدون مدرک دانشگاه نیز موفق‌تر از آدم‌هایی شد که دانشگاه را تا آخرین قدمش رفته و مدرک دکترا و پوست دکترایش را گرفته‌اند. بگذارید با مثالی متمرکز بر تجربیات شخصی خودم، همراه‌تان در این قسمت حرف بزنم. من سال‌ها پیش که تازه جوان شده بودم، با رؤیاهای کلان لیسانس اقتصاد را در یکی از دانشگاه‌های افغانستان شروع کردم. آنجا فکر می‌کردم اولین قدم خودم را در دنیای موفقیت مانده‌ام و می‌شود گفت از یک جمعیت کلان که در افغانستان است، من موفق‌تر هستم. چرا؟ چون دانشگاه می‌خوانم و کسی که دانشگاه بخواند حتماً می‌تواند موفق‌تر از آن آدمی باشد که اصلاً دانشگاه نخوانده است. یکی از دوستان و هم‌صنفی‌ام که امینی نام داشت، دانشگاه را در نیمه‌های سمستر اول به امان خدا سپرد و رفت دنبال کار متفاوت‌تر! او شروع کرد به یادگیری اپلیکیشن‌هایی مثل فوتوشاپ و آفتر افکت. من نشستم و دانشگاه خواندم. یقیناً او دیگر در صنف و دانشگاه نبود، اما رفاقت، پیام و تماس ما باقی ماند. در اواسط سمستر دوم من با محدودیت منابع مالی روبه‌رو شدم. اوضاع و شرایط مالی خانواده نیز درهم و برهم بود. برای اکثر ماهایی که در افغانستان متولد شدیم، به‌طور همیشگی این‌گونه است و بیشتر بار تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی دارد تا هر چیز دیگر. به این فکر افتادم که باید راه چاره و کاری پیدا کنم. برای کار به جاهای مختلف سی‌وی فرستادم و در سی‌وی‌ام با افتخار نوشته کرده بودم که لیسانس اقتصاد می‌خوانم. اما هیچ نهادی مرا شارت‌لیست نمی‌کرد. بعد از مدت‌ها، یک روز با امینی صحبت کردم. در مورد اوضاع و احوالم گفتم و اینکه اگر جای وظیفه مناسب من دید، خبرم کند. او گفت: «رفیق ببین، کار خر در خروار است. اما ما جوان‌ها دانشگاه را محکم گرفتیم. از دانشگاه چیزی جور نمی‌شود و باید راه دیگری را رفت.» او گفت: «به‌جای دانشگاه برو یک سه ماه وقت خودت را صرف یادگیری "آفتر افکت" کن. نصف هزینه دانشگاهت هم نمی‌شود. تضمین اولین شغلت را من در تلویزیون تمدن می‌کنم.» جملات امینی را نوعی توهین حساب کردم و فکر کردم او چون خودش راه دانشگاه را متفاوت رفته، دارد مرا بیراه می‌کند. آن‌وقت‌ها فکر می‌کردم امینی دیوانه است. فیس دانشگاه و یک رشته تحصیلی را صرف یادگیری یک اپلیکیشن می‌کند؛ این به نظرم یک بازی احمقانه با زندگی می‌آمد. برعکس، من دیوانه بودم و امینی هوشیار. او کمی بعدتر در همان سال‌ها صاحب معاش ۱۳۰۰ دالری در ماه شد و من هیچ‌وقت تا هنوز این مبلغ را به‌خاطر خواندن دانشگاه در هیچ‌جای زندگی‌ام نگرفته‌ام. برعکس، شاید من سال‌های متوالی همواره بر خود لازم دیدم کتاب‌های متعددتری از آدم‌های متفاوت‌تری بخوانم تا در انترویوهای کاری از اقتصادخوانده‌های دیگر بیشتر و حرفه‌ای‌تر به نظر برسم. امینی نیاز نداشت؛ فقط کافی بود هر روز بیشتر در آفتر افکت ماهرتر شود. من لیسانس را به پایان رساندم، ماستری را به پایان رساندم، حالا چیزی نمانده دکترا را... اما هنوز اعتماد به نفس کافی برای رقابت در دنیای شغل با دکتراهای دیگر، لیسانسه‌های دیگر و یا ماسترهای دیگر ندارم. چرا؟ چون من کتاب خواندم و دیگری شاید در کنار کتاب یک اپلیکیشن مرتبط‌تر و واقعی‌تر را یاد گرفته باشد. صادقانه بگویم، حالا که ۳۰ سال عمرم را، هزاران هزار پولم را برای تحصیل کردن و دانشگاهی بودن مصرف کردم، هنوز تردید دارم موفق شده باشم. اگر نیم هزینه‌های تحصیلم را صرف یادگیری یک هنر، مهارت و یا یک اپلیکیشن می‌کردم، حالا خیلی بااعتمادبه‌نفس‌تر می‌توانستم خودم را در دنیای کار و رقابت به مسیر تضمینی موفقیت نزدیک کرده و با دیگر رقبا شاخ‌به‌شاخ شوم. مثلاً اصلاً مهم نیست حتماً درس بخوانید. کافی است بلد باشید چطور فتوشاپ کار می‌کند و چطور می‌توانید آن را در دنیای دیزاین استفاده کنید. شما موفق‌تر از یک تحصیل‌کرده هستید، اگر یاد بگیرید از یک اپلیکیشن به شکل حرفه‌ای استفاده کرده و یک ارزش را برای دیگران خلق کنید. دنیا شما را بدون هیچ مدرک تحصیلی می‌ستاید و در چرخه موفقیت جا می‌دهد. اگر یاد داشته باشید کاپ‌کات، فیلمورا یا بسیار ساده کانوا چطور کار می‌کند و شما بتوانید دیزاین کنید، حتماً بدون استخدام در هیچ شرکتی موفق می‌شوید و می‌توانید عایدی خوبی برای خودتان خلق کنید. چرا؟ چون شما هوش و هنر خلق ایده‌هایتان را به‌صورت تصویری و واقعی در دنیای مصرف‌کننده‌های حاضر و آماده پشت اسکرین موبایل و شبکه‌های اجتماعی دارید. خیلی از آدم‌های دنیا در هر ثانیه ۱۰۰ دالر عاید دارند که حتی لیسانس هم نخوانده‌اند. آن‌سوی دیگر قصه، خیلی از دکتراها با اسناد معتبر در هفته ۱۰۰ دالر عاید ندارند. چرا؟ چون همه نقشه توهمی تحصیل و دانشگاه را دنبال کرده و از دنبال کردن یادگیری یک مهارت به شکل حرفه‌ای خودداری کرده‌اند. اکثر آدم‌ها تحصیل‌کرده شده‌اند و هیچ‌کدام ماهر یا «دارنده مهارت» نشده‌اند که بتوانند از آن استفاده واقعی کنند. دنیای امروز با آمدن هوش مصنوعی و فرصت‌های آنلاین، دیگر سلام تحصیل‌کرده‌ها را جواب نمی‌دهد، اما به متخصصین بدون مدرک و دارندگان مهارت شدیداً نیاز دارد. دیگر هیچ تضمینی نیست که شما لیسانسه، ماستر و یا دکترا شوید و در بازار کار جایگاهی برای خود دست‌وپا کنید. اما به‌صورت ۱۰۰ درصدی شما می‌توانید عاید خلق کنید، اگر یک اپلیکیشن هوش مصنوعی یا هر اپلیکیشن دیگر را به‌صورت حرفه‌ای بلد باشید. دنیا در حال تغییر است. در دنیای امروز شما از طریق خواندن یک رشته مسیر موفقیت‌تان را تضمین نمی‌کنید. اما از طریق یادگیری کامل یک اپلیکیشن از مجموعه ابزارهای حرفه‌ای، به شکل تضمینی می‌توانید مسیر موفقیت مالی آینده‌تان را طراحی کنید. پس اگر در افغانستان مکتب بسته است، اگر درس وضعیت طالبانی و استایل طالبانی دارد، هنوز فرصت تغییر است. می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید. کافی است مسیر و جهت فکرتان را به سمت آینده، در جهت درست‌تر حرکت دهید. به‌جای ساعت‌ها ریلز دیدن، یا اخبار خواندن یا هر کار دیگر، آن را صرف یادگیری کنید و ویدیو ببینید و تمرین کنید تا یک اپلیکیشن را به شکل حرفه‌ای یاد بگیرید. برای یادگیری به هیچ منبع مالی نیاز ندارید و لازم نیست به هیچ نهادی پول بدهید، جز هزینه‌های اینترنت. باور کنید پلتفرم یوتیوب در اختیارتان هست و آنجا خود هارواردِ یادگیری برنامه‌ها و اپلیکیشن‌ها است. شما اگر دیزاین و ادیت یاد بگیرید، تمام تصوراتتان را می‌توانید به تصویر بکشید و از کشیدن همان تصویر در دنیای امروز می‌توانید هزارها دالر به دست بیاورید. نه تنها این، بلکه شما می‌توانید از هر فارغ‌التحصیل قوی‌تر، دنیا را به آدم‌ها نشان دهید و مهارتتان پس‌زمینه و اعتبار برای آینده‌تان خلق می‌کند. حالا انتخاب با خودتان! شما می‌توانید موفق شوید اگر ذهنیت و دیدتان نسبت به زندگی و دنیایی که در آن هستیم را جهت دهید و تغییر دهید. اگر بتوانید روزتان را به ساعت تقسیم‌بندی کنید و آن ساعت‌ها را مدیریت کنید. شما می‌توانید در افغانستان موفق شوید اگر هر روز وقتتان را منسجم و حساب‌شده برای یادگیری یک مهارت به خرج برسانید. یادگیری یک اپلیکیشن ۶ ماه زمان کار دارد. اما فارغ‌التحصیل شدن حداقل در لیسانس ۴، در ماستری ۱ و در دکترا ۳ سال زمان می‌گیرد. شما می‌توانید یک سفر ۶ ماهه را انتخاب کنید. در ختم سفر، موفق‌تر از یک آدمی با سفر ۴ ساله باشید و در رقابت در دنیای کار او را پس بزنید و موفق شوید. می‌توانید بنشینید و از زندگی و راه آمده‌تان مثل من شکایت کنید، یا به آینده نگاه کنید و از امروز تا فرداهایتان، زمانتان را وقف یادگیری افتر افکت، کانوا، کاپ‌کات، فیلمورا، اس‌پی‌اس‌اس، یا اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی و یا هر اپلیکیشن دیگر کنید. بعد که هنر لازم در آن اپلیکیشن را به دست آوردید، آدم‌ها و شرکت‌ها با دیدن مهارت‌هایتان دیوانه‌وار دنبالتان خواهند دوید. این را می‌توانم محکم و با اعتماد به نفس بگویم.

 

تجربه های ۳۰سالگی؛ برای آنان که نمیخواهند دیر بفهمند

روح الله سروری

از شما چه پنهان، زندگی در ۳۰ سالگی برایم نشان داده ما در دنیایی خیلی بی‌رحم زندگی می‌کنیم. دنیایی که هر قدمش را باید با تجربه شخصی یاد بگیریم. دنیایی که ساخته شده تا ابتدا گذر عمرمان را چهارچوکات‌بندی کند؛ سپس یک نقشه توهمی را به خوردمان دهد، به امید اینکه با دنبال کردن آن توهم موفق می‌شویم. مثلاً درس خواندن و دانشگاه رفتن خود یک نقشه توهمی است. اما همه باور دارند با رفتن به دانشگاه و خواندن یک رشته در میان مجموعه‌ای از رشته‌ها، باعث می‌شود به پول، ثروت، زندگی خوب و کمال برسند. اما واقعیت چیزی دیگر است. دیگر دانشگاه رفتن و رشته خاصی را خواندن شما را به موفقیت نمی‌رساند، بلکه مسیر رسیدن به موفقیت‌تان را هم از شما می‌گیرد.
بگذارید واضح بسازم: مثلاً من می‌توانستم نه لیسانس بخوانم، نه ماستری و نه دکترا، باز هم موفق باشم. موفق‌تر از نیمی از جمعیت دنیا که دانشگاه خوانده‌اند و به فکر خودشان به موفقیت رسیده‌اند. البته با حفظ تعریف موفقیت که برای هر کسی فرق می‌کند. منظور من از موفقیت در امور مالی است؛ یعنی استقلال مالی و رشد فردی. شاید باور نکنید، اما زمان تغییر کرده و می‌شود بدون مدرک دانشگاه نیز موفق‌تر از آدم‌هایی شد که دانشگاه را تا آخرین قدمش رفته و مدرک دکترا و پوست دکترایش را گرفته‌اند.
بگذارید با مثالی متمرکز بر تجربیات شخصی خودم، همراه‌تان در این قسمت حرف بزنم. من سال‌ها پیش که تازه جوان شده بودم، با رؤیاهای کلان لیسانس اقتصاد را در یکی از دانشگاه‌های افغانستان شروع کردم. آنجا فکر می‌کردم اولین قدم خودم را در دنیای موفقیت مانده‌ام و می‌شود گفت از یک جمعیت کلان که در افغانستان است، من موفق‌تر هستم. چرا؟ چون دانشگاه می‌خوانم و کسی که دانشگاه بخواند حتماً می‌تواند موفق‌تر از آن آدمی باشد که اصلاً دانشگاه نخوانده است.
یکی از دوستان و هم‌صنفی‌ام که امینی نام داشت، دانشگاه را در نیمه‌های سمستر اول به امان خدا سپرد و رفت دنبال کار متفاوت‌تر! او شروع کرد به یادگیری اپلیکیشن‌هایی مثل فوتوشاپ و آفتر افکت. من نشستم و دانشگاه خواندم. یقیناً او دیگر در صنف و دانشگاه نبود، اما رفاقت، پیام و تماس ما باقی ماند.
در اواسط سمستر دوم من با محدودیت منابع مالی روبه‌رو شدم. اوضاع و شرایط مالی خانواده نیز درهم و برهم بود. برای اکثر ماهایی که در افغانستان متولد شدیم، به‌طور همیشگی این‌گونه است و بیشتر بار تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی دارد تا هر چیز دیگر. به این فکر افتادم که باید راه چاره و کاری پیدا کنم. برای کار به جاهای مختلف سی‌وی فرستادم و در سی‌وی‌ام با افتخار نوشته کرده بودم که لیسانس اقتصاد می‌خوانم. اما هیچ نهادی مرا شارت‌لیست نمی‌کرد.
بعد از مدت‌ها، یک روز با امینی صحبت کردم. در مورد اوضاع و احوالم گفتم و اینکه اگر جای وظیفه مناسب من دید، خبرم کند. او گفت: «رفیق ببین، کار خر در خروار است. اما ما جوان‌ها دانشگاه را محکم گرفتیم. از دانشگاه چیزی جور نمی‌شود و باید راه دیگری را رفت.»
او گفت: «به‌جای دانشگاه برو یک سه ماه وقت خودت را صرف یادگیری “آفتر افکت” کن. نصف هزینه دانشگاهت هم نمی‌شود. تضمین اولین شغلت را من در تلویزیون تمدن می‌کنم.»
جملات امینی را نوعی توهین حساب کردم و فکر کردم او چون خودش راه دانشگاه را متفاوت رفته، دارد مرا بیراه می‌کند. آن‌وقت‌ها فکر می‌کردم امینی دیوانه است. فیس دانشگاه و یک رشته تحصیلی را صرف یادگیری یک اپلیکیشن می‌کند؛ این به نظرم یک بازی احمقانه با زندگی می‌آمد.
برعکس، من دیوانه بودم و امینی هوشیار. او کمی بعدتر در همان سال‌ها صاحب معاش ۱۳۰۰ دالری در ماه شد و من هیچ‌وقت تا هنوز این مبلغ را به‌خاطر خواندن دانشگاه در هیچ‌جای زندگی‌ام نگرفته‌ام. برعکس، شاید من سال‌های متوالی همواره بر خود لازم دیدم کتاب‌های متعددتری از آدم‌های متفاوت‌تری بخوانم تا در انترویوهای کاری از اقتصادخوانده‌های دیگر بیشتر و حرفه‌ای‌تر به نظر برسم. امینی نیاز نداشت؛ فقط کافی بود هر روز بیشتر در آفتر افکت ماهرتر شود.
من لیسانس را به پایان رساندم، ماستری را به پایان رساندم، حالا چیزی نمانده دکترا را… اما هنوز اعتماد به نفس کافی برای رقابت در دنیای شغل با دکتراهای دیگر، لیسانسه‌های دیگر و یا ماسترهای دیگر ندارم. چرا؟ چون من کتاب خواندم و دیگری شاید در کنار کتاب یک اپلیکیشن مرتبط‌تر و واقعی‌تر را یاد گرفته باشد. صادقانه بگویم، حالا که ۳۰ سال عمرم را، هزاران هزار پولم را برای تحصیل کردن و دانشگاهی بودن مصرف کردم، هنوز تردید دارم موفق شده باشم.
اگر نیم هزینه‌های تحصیلم را صرف یادگیری یک هنر، مهارت و یا یک اپلیکیشن می‌کردم، حالا خیلی بااعتمادبه‌نفس‌تر می‌توانستم خودم را در دنیای کار و رقابت به مسیر تضمینی موفقیت نزدیک کرده و با دیگر رقبا شاخ‌به‌شاخ شوم. مثلاً اصلاً مهم نیست حتماً درس بخوانید. کافی است بلد باشید چطور فتوشاپ کار می‌کند و چطور می‌توانید آن را در دنیای دیزاین استفاده کنید. شما موفق‌تر از یک تحصیل‌کرده هستید، اگر یاد بگیرید از یک اپلیکیشن به شکل حرفه‌ای استفاده کرده و یک ارزش را برای دیگران خلق کنید. دنیا شما را بدون هیچ مدرک تحصیلی می‌ستاید و در چرخه موفقیت جا می‌دهد.
اگر یاد داشته باشید کاپ‌کات، فیلمورا یا بسیار ساده کانوا چطور کار می‌کند و شما بتوانید دیزاین کنید، حتماً بدون استخدام در هیچ شرکتی موفق می‌شوید و می‌توانید عایدی خوبی برای خودتان خلق کنید. چرا؟ چون شما هوش و هنر خلق ایده‌هایتان را به‌صورت تصویری و واقعی در دنیای مصرف‌کننده‌های حاضر و آماده پشت اسکرین موبایل و شبکه‌های اجتماعی دارید.
خیلی از آدم‌های دنیا در هر ثانیه ۱۰۰ دالر عاید دارند که حتی لیسانس هم نخوانده‌اند. آن‌سوی دیگر قصه، خیلی از دکتراها با اسناد معتبر در هفته ۱۰۰ دالر عاید ندارند. چرا؟ چون همه نقشه توهمی تحصیل و دانشگاه را دنبال کرده و از دنبال کردن یادگیری یک مهارت به شکل حرفه‌ای خودداری کرده‌اند. اکثر آدم‌ها تحصیل‌کرده شده‌اند و هیچ‌کدام ماهر یا «دارنده مهارت» نشده‌اند که بتوانند از آن استفاده واقعی کنند.
دنیای امروز با آمدن هوش مصنوعی و فرصت‌های آنلاین، دیگر سلام تحصیل‌کرده‌ها را جواب نمی‌دهد، اما به متخصصین بدون مدرک و دارندگان مهارت شدیداً نیاز دارد. دیگر هیچ تضمینی نیست که شما لیسانسه، ماستر و یا دکترا شوید و در بازار کار جایگاهی برای خود دست‌وپا کنید. اما به‌صورت ۱۰۰ درصدی شما می‌توانید عاید خلق کنید، اگر یک اپلیکیشن هوش مصنوعی یا هر اپلیکیشن دیگر را به‌صورت حرفه‌ای بلد باشید.
دنیا در حال تغییر است. در دنیای امروز شما از طریق خواندن یک رشته مسیر موفقیت‌تان را تضمین نمی‌کنید. اما از طریق یادگیری کامل یک اپلیکیشن از مجموعه ابزارهای حرفه‌ای، به شکل تضمینی می‌توانید مسیر موفقیت مالی آینده‌تان را طراحی کنید.
پس اگر در افغانستان مکتب بسته است، اگر درس وضعیت طالبانی و استایل طالبانی دارد، هنوز فرصت تغییر است. می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید. کافی است مسیر و جهت فکرتان را به سمت آینده، در جهت درست‌تر حرکت دهید.
به‌جای ساعت‌ها ریلز دیدن، یا اخبار خواندن یا هر کار دیگر، آن را صرف یادگیری کنید و ویدیو ببینید و تمرین کنید تا یک اپلیکیشن را به شکل حرفه‌ای یاد بگیرید. برای یادگیری به هیچ منبع مالی نیاز ندارید و لازم نیست به هیچ نهادی پول بدهید، جز هزینه‌های اینترنت.
باور کنید پلتفرم یوتیوب در اختیارتان هست و آنجا خود هارواردِ یادگیری برنامه‌ها و اپلیکیشن‌ها است. شما اگر دیزاین و ادیت یاد بگیرید، تمام تصوراتتان را می‌توانید به تصویر بکشید و از کشیدن همان تصویر در دنیای امروز می‌توانید هزارها دالر به دست بیاورید.
نه تنها این، بلکه شما می‌توانید از هر فارغ‌التحصیل قوی‌تر، دنیا را به آدم‌ها نشان دهید و مهارتتان پس‌زمینه و اعتبار برای آینده‌تان خلق می‌کند.
حالا انتخاب با خودتان!
شما می‌توانید موفق شوید اگر ذهنیت و دیدتان نسبت به زندگی و دنیایی که در آن هستیم را جهت دهید و تغییر دهید. اگر بتوانید روزتان را به ساعت تقسیم‌بندی کنید و آن ساعت‌ها را مدیریت کنید. شما می‌توانید در افغانستان موفق شوید اگر هر روز وقتتان را منسجم و حساب‌شده برای یادگیری یک مهارت به خرج برسانید.
یادگیری یک اپلیکیشن ۶ ماه زمان کار دارد. اما فارغ‌التحصیل شدن حداقل در لیسانس ۴، در ماستری ۱ و در دکترا ۳ سال زمان می‌گیرد. شما می‌توانید یک سفر ۶ ماهه را انتخاب کنید. در ختم سفر، موفق‌تر از یک آدمی با سفر ۴ ساله باشید و در رقابت در دنیای کار او را پس بزنید و موفق شوید.
می‌توانید بنشینید و از زندگی و راه آمده‌تان مثل من شکایت کنید، یا به آینده نگاه کنید و از امروز تا فرداهایتان، زمانتان را وقف یادگیری افتر افکت، کانوا، کاپ‌کات، فیلمورا، اس‌پی‌اس‌اس، یا اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی و یا هر اپلیکیشن دیگر کنید.
بعد که هنر لازم در آن اپلیکیشن را به دست آوردید، آدم‌ها و شرکت‌ها با دیدن مهارت‌هایتان دیوانه‌وار دنبالتان خواهند دوید. این را می‌توانم محکم و با اعتماد به نفس بگویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *