ترور ژنرال اکرامالدین سریع در تهران؛ قتل جنایی یا پیام سیاسی؟
تحلیل خبر از خبرگزاری بانو:
مرگ ژنرال اکرامالدین سریع، از چهرههای شناختهشده نظامی و منتقد طالبان، اکنون به یکی از بحثبرانگیزترین رویدادهای امنیتی در میان مهاجران و مخالفان طالبان تبدیل شده است؛ رویدادی که تنها یک «قتل هدفمند» تلقی نمیشود، بلکه لایههای سیاسی، امنیتی و منطقهای پیچیدهتری را نیز بههمراه دارد.
بر اساس اطلاعات تأییدشده، ژنرال سریع شامگاه گذشته در شهرک ولیعصر تهران، زمانی که بههمراه پسرش در حال بازگشت به خانه بود، هدف تیراندازی افراد ناشناس قرار گرفت و جان باخت. مهاجمان با استفاده از موتورسیکلت از محل گریختند و تاکنون جزییات رسمی درباره هویت یا بازداشت آنان منتشر نشده است.
این ترور واکنشهای گستردهای را میان چهرههای سیاسی افغانستان برانگیخته است. محمد محقق، از رهبران پیشین جهادی، ژنرال سریع را «نیکنام و خدمتگزار به مهاجران افغانستان» خواند و این حمله را «ناجوانمردانه و تکاندهنده» توصیف کرد. نورالرحمن اخلاقی، از اعضای ارشد جمعیت اسلامی، طالبان را به دست داشتن در این ترور متهم کرده و در عین حال تأکید نموده است که مسئولیت تأمین امنیت پناهجویان بر عهده دولت میزبان، بهویژه جمهوری اسلامی ایران، است.
در برابر این واکنشها، دو روایت عمده شکل گرفته است:
نخست، دیدگاه مخالفان طالبان که این قتل را بخشی از «زنجیره ترورهای فرامرزی» میدانند؛ عملیاتی که بهگفته آنان، همزمان با حذف نظامیان پیشین در داخل افغانستان، در بیرون از کشور نیز جریان دارد و در برخی موارد، با چشمپوشی یا تساهل دولتهای میزبان ممکن شده است.
در روایت دوم، طالبان و حامیانشان تلاش کردهاند این رویداد را یا به اختلافات درونی میان مخالفان نسبت دهند یا آن را صرفاً یک «قتل جنایی بیارتباط با سیاست» جلوه دهند.
اما فراتر از این دو روایت متقابل، «نظر سوم»ی وجود دارد که توجه را به ظرفیتهای گسترده امنیتی و استخباراتی جمهوری اسلامی ایران معطوف میکند. تهران، بهویژه در ماههای اخیر و در سایه تهدیدهای خارجی و نگرانی از حملات احتمالی اسرائیل، تحت یکی از شدیدترین تدابیر امنیتی قرار دارد. در چنین شرایطی، انجام یک ترور هدفمند در پایتخت و در منطقهای مسکونی، پرسشهای جدی درباره چگونگی وقوع آن و خلأهای امنیتی مطرح میکند.
از منظر تحلیلی، این احتمال نیز مطرح است که برخی محافل سیاسی و امنیتی در ایران، با هدف تنظیم و نزدیکسازی مناسبات خود با طالبان، نسبت به فعالیت یا حذف چهرههای منتقد طالبان در خاک ایران حساسیت کمتری نشان داده باشند. هرچند این ادعاها در حد گمانهزنی است، اما تکرار حوادث مشابه میتواند این فرضیه را تقویت کند و نگرانیها درباره امنیت مخالفان طالبان در کشورهای همسایه را افزایش دهد.
در یک جمعبندی مختصر به صراحت می توان هشدار داد که: ترور ژنرال اکرامالدین سریع نهتنها یک پرونده جنایی ساده نیست، بلکه به نمادی از شکنندگی امنیت مخالفان طالبان در خارج از افغانستان تبدیل شده است. سکوت رسمی ایران و نبود شفافیت درباره روند تحقیقات، بر ابهامها افزوده و به طرح پرسشهای جدی درباره مسئولیتها و پیامدهای سیاسی این حادثه دامن زده است. آنچه روشن است، اینکه تداوم چنین ترورهایی – با هر انگیزه و عاملی – میتواند پیامدهای امنیتی و سیاسی فراتر از یک فرد یا یک جناح داشته باشد و مناسبات منطقهای را بیش از پیش پیچیده سازد.
