Skip to content
اردیبهشت 21, 1405
  • سازمان صحی جهان حمایت خود را از مبارزه با بیماری سل در افغانستان تجدید کرد
  • لاوروف: ایران با وجود فشار و تهدید غرب، خویشتن‌داری کرده و راه گفت‌وگو را برگزیده است
  • ترامپ تعرفه ۱۰۰ درصدی بر فیلم‌های خارجی وضع می‌کند
  • پولیس تهران از بازداشت عامل قتل کبری رضایی، شهروند افغانستان، خبر داد
خبرگزاری بانو

خبرگزاری بانو

Covering Every Story in Afghanistan and Beyond

خبر نامه
اخبار تصادفی
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست
Live Now
تحلیل خبر از خبرگزاری بانو: اظهارات تازه وزیر جنگ ایالات متحده درباره «احیای اعتبار جهانی آمریکا» پس از خروج از افغانستان، بیش از آن‌که بیانگر اعتمادبه‌نفس یک قدرت جهانی باشد، بوی یک بحران عمیق هویتی و عقده‌ سیاسی را می‌دهد. گویی واشنگتن هنوز نتوانسته با پیامدهای شکست استراتژیک خود در افغانستان کنار بیاید و اکنون می‌کوشد آن زخم را با نمایش قدرت، زبان تحقیر و حمایت بی‌قیدوشرط از خشونت در نقاط دیگر جهان پنهان کند. خروج آمریکا از افغانستان نه صرفاً یک عقب‌نشینی نظامی، بلکه نماد فروپاشی یک روایت بود؛ روایتی که دو دهه با شعار «دموکراسی، حقوق بشر و ملت‌سازی» تبلیغ شد. صحنه‌های فرودگاه کابل، رهاشدن متحدان محلی و بازگشت طالبان، ضربه‌ای جدی به اعتبار اخلاقی و سیاسی آمریکا وارد کرد؛ ضربه‌ای که با چند عملیات نظامی یا لفاظی‌های تند قابل جبران نیست. با این حال، به‌جای بازاندیشی در سیاست خارجی و پذیرش مسؤولیت‌های اخلاقی، دولت ترامپ و تیم امنیتی او، مسیر آسان‌تری را برگزیده‌اند: بازتعریف اقتدار از راه تحقیر دیگران. تحقیر رئیس‌جمهور ونزوئلا، زیر سؤال بردن جایگاه رئیس‌جمهور اوکراین و در همان حال، حمایت بی‌چون‌وچرا از جنگی که به کشتار گسترده غیرنظامیان در غزه انجامیده است، بیشتر یادآور سیاست «قدرت عریان» است تا «صلح از مسیر قدرت» که وزیر جنگ از آن سخن می‌گوید. این پرسش جدی مطرح است: آیا اقتدار یک ابرقدرت واقعاً با بی‌اعتنایی به حقوق بین‌الملل، نادیده‌گرفتن کشتار غیرنظامیان و تحقیر رهبران کشورها بازسازی می‌شود؟ اگر چنین باشد، تفاوت آمریکا با همان قدرت‌هایی که سال‌ها آن‌ها را به «نقض حقوق بشر» متهم می‌کرد، در چیست؟ ادعای پیگیری صلح از مسیر قدرت، وقتی هم‌زمان با نادیده‌گرفتن نسل‌کشی در غزه یا توجیه مداخلات نظامی بدون اجماع جهانی مطرح می‌شود، بیشتر به یک تناقض آشکار می‌ماند. صلحی که بر ویرانه‌های حقوق بشر و کرامت انسانی بنا شود، نه پایدار است و نه مشروع. افغانستان همچنان آینه‌ای در برابر سیاست خارجی آمریکا است؛ آینه‌ای که نشان می‌دهد مشکل اصلی نه «خروج بد» بلکه «بی‌تعهدی ساختاری» به انسان، اصول و مسؤولیت‌های پس از مداخله بوده است. تا زمانی که واشنگتن این واقعیت را نپذیرد، هر ادعایی درباره احیای اعتبار جهانی، بیش از آن‌که نشانه قدرت باشد، تلاشی عصبی برای پوشاندن یک شکست تاریخی خواهد بود. اقتدار واقعی، از پذیرش خطا، احترام به کرامت ملت‌ها و پایبندی به همان ارزش‌هایی می‌آید که سال‌ها به نام آن‌ها جنگ به راه افتاد؛ نه از تحقیر، تهدید و توجیه خشونت.
  • اخبار

اقتدار یا عقده؟ باز تعریف قدرت امریکا پس از افغانستان

4 ماه ago
  • اخبار
  • افغانستان

حقیقت گفتی؟ حالا نوبت پشیمانی‌ست؛ دستور طالبان به مولوی قاهر

12 ماه ago
  • اخبار
  • جهان

دروازه‌های نیمه‌بسته؛ آمریکا ترم جدید را برای دانشجویان خارجی قفل می‌کند

12 ماه ago
  • اخبار
  • افغانستان

اخراج ۱۲۰ استاد دانشگاه توسط طالبان در خوست

12 ماه ago
  • جهان

دونالد ترمپ خبرگزاری اسوشیتدپرس را به دلیل عدم استفاده از نام «خلیج امریکا» تحریم کرد

1 سال ago1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

نورمحمد متوکل سرقنسول جدید طالبان در مشهد معرفی شد

11 ماه ago
  • اخبار
  • جهان

چهار کشته و چندین زخمی در پی حملات تازه هوایی روسیه بر اوکراین

12 ماه ago12 ماه ago
شهروند نوشت: اظهارات اخیر رضا پهلوی درباره «بازگشت به ایران در زمان پیروزی»، فقط یک جمله ساده سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده نوعی نگاه مشروط، کم‌هزینه و از بالا به پایین به مبارزه‌ای است که مردم ایران بهای واقعی آن را با جان، آزادی و معیشت خود می‌پردازند. این رویکرد، وقتی در کنار کارنامه عملی او قرار می‌گیرد، پرسش‌های جدی‌تری را پیش می‌کشد. مسأله تنها این نیست که رضا پهلوی مردم را به اعتصاب، تسخیر مراکز شهری و پرداخت هزینه‌های سنگین فرامی‌خواند، اما حضور خود را به «لحظه پیروزی» موکول می‌کند؛ بلکه این است که او حتی در خارج از ایران نیز طی سال‌های گذشته نتوانسته نقش قابل‌توجهی در سیاست ایفا کند. در حالی که یک مدعی رهبری باید دست‌کم در دیاسپورا، در میان نهادهای بین‌المللی و در مراکز تصمیم‌گیری غرب، شبکه‌سازی، لابی و بسیج افکار عمومی را پیش ببرد، نام رضا پهلوی عملاً هیچ‌گاه به‌عنوان یک کنشگر مؤثر سیاسی مطرح نبوده است. اگر او ظرفیت واقعی برای رهبری داشت، می‌توانست در این سال‌ها حمایت سازمان‌یافته جامعه ایرانیان خارج از کشور را شکل دهد، فشار دیپلماتیک بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد یا دست‌کم جایگاهی مشخص در معادلات سیاسی غرب پیدا کند. اما نبود هرگونه دستاورد ملموس در این عرصه، باعث شده حتی بخشی از مخالفان حکومت ایران نیز او به عنوان یک رهبر سیاسی نشناسند. اظهارات دونالد ترامپ درباره ناتوانی رضا پهلوی در مدیریت ایران، هرچند از سوی شخصیتی جنجالی مطرح شده، اما واقعیتی تلخ را برجسته کرد: فردی که سال‌ها در غرب زندگی کرده، نه‌تنها برای ایران بلکه حتی برای ساختن نفوذ سیاسی شخصی خود نیز موفق به ایجاد یک شبکه اثرگذار نشده است. این تصویر، روایت «رهبری آماده» را بیش از پیش زیر سؤال می‌برد. در چنین شرایطی، دعوت مردم به پرداخت هزینه، بدون سابقه‌ای از ایستادن در خط مقدم مبارزه—نه در داخل و نه در خارج—بیشتر به مطالبه فداکاری یک‌طرفه می‌ماند تا رهبری مسئولانه. اعتماد عمومی، به‌ویژه در بزنگاه‌های پرهزینه تاریخی، نه با شعار، بلکه با کارنامه، حضور واقعی و پذیرش ریسک مشترک ساخته می‌شود؛ عناصری که در مورد رضا پهلوی، همچنان غایب‌اند.
  • شهروند نوشت

رهبری بدون هزینه و بدون کارنامه؛ چرا ادعای رضا پهلوی برای هدایت اعتراضات باورپذیر نیست؟

4 ماه ago
مسیح کاظمی، از نظامیان دولت پیشین افغانستان، از سوی پولیس پاکستان در اسلام‌آباد بازداشت شده است. منابع نزدیک به خانواده او می‌گویند این بازداشت شامگاه گذشته زمانی صورت گرفت که آقای کاظمی پس از اشتراک در یک محفل دوستانه، در مسیر بازگشت به خانه بود. به گفته همسر او، نیروهای پولیس پاکستان موتر حامل آنان را در راه متوقف کرده و بدون ارائه توضیح مشخص، مسیح کاظمی را با خود برده‌اند. از سرنوشت و محل نگهداری وی تاکنون معلومات روشنی در دست نیست. این رویداد در حالی رخ می‌دهد که نگرانی‌ها از اخراج و رد مرز اجباری نظامیان پیشین افغانستان از پاکستان و ایران به‌شدت افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که رد مرز این افراد، عملاً به‌معنای تحویل‌دادن آنان به زندان، شکنجه و حتا مرگ در افغانستان تحت حاکمیت طالبان است؛ سرنوشتی که پیش از این نیز برای شماری از بازگشت‌کنندگان گزارش شده است. با وجود این هشدارها، جامعه جهانی و سازمان ملل متحد تاکنون واکنش مؤثر و عملی برای حفاظت از این افراد نشان نداده‌اند. منتقدان می‌گویند سکوت نهادهای بین‌المللی در برابر بازداشت و اخراج اجباری نظامیان پیشین، زمینه تداوم نقض سیستماتیک حقوق بشر را فراهم کرده و جان صدها تن را در معرض خطر جدی قرار داده است. هرچند طالبان مدعی «عفو عمومی» شده‌اند، اما گزارش‌های معتبر از بازداشت، ناپدیدشدن اجباری و شکنجه نظامیان دولت پیشین نشان می‌دهد که این ادعاها در عمل بی‌پشتوانه است. در چنین شرایطی، بازگرداندن اجباری نظامیان پیشین از سوی پولیس پاکستان، بدون تضمین‌های بین‌المللی، به‌مثابه فرستادن آنان به سرنوشت نامعلوم تلقی می‌شود. ناظران از سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی می‌خواهند که مسئولیت انسانی و حقوقی خود را جدی بگیرند، از رد مرز اجباری نظامیان پیشین جلوگیری کنند و برای حمایت فوری از جان افراد در معرض خطر، اقدام عملی و فوری انجام دهند.
  • اخبار

بازداشت یک نظامی پیشین در اسلام‌آباد؛ هشدار نسبت به رد مرز اجباری در سایه سکوت جامعه جهانی

3 ماه ago
  • داستان

رویاهای ناتمام؛ داستان کانکور های بدون دختران

7 ماه ago6 ماه ago
  • 1
  • …
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • …
  • 73
تمام حقوق برای خبرگزاری بانو محفوظ است.
  • اخبار
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست