دیدگاه بانو: کابل، امروز شاهد صحنهای بود که سالهاست کمتر تکرار شده است؛ روزی که اشک و لبخند، شور و وحدت، امید و افتخار درهم آمیخت تا چهرهای تازه از افغانستان به نمایش گذاشته شود. قهرمانان فوتسال کشور پس از درخشش در رقابتهای آسیایی به وطن بازگشتند و هزاران تن از شهروندان، از هر قوم و طبقه، برای استقبالشان به خیابانها آمدند.
اما این روز تنها یادآور یک پیروزی ورزشی نبود؛ بلکه روزی بود که مردم از اقوام گوناگون — پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک — شانهبهشانه در کنار هم ایستادند. حتی شماری از اعضا و هواداران گروه طالبان نیز در میان جمعیت دیده میشدند؛ برخی از سر اجبار، برخی از سر همدلی، اما همه زیر یک آسمان، در یک لحظه از تاریخ، برای یک هدف مشترک: افتخار ملی. این صحنه نشان داد که مردم افغانستان، با وجود سالها جنگ و نفاق، هنوز دل در گرو هموطنی و عشق به وطن دارند.
این استقبال باشکوه دو پیام روشن با خود داشت: نخست، اینکه مردم با وجود زخمها و رنجهای طولانی، هنوز توان باهم بودن را دارند و شادیهای کوچک را با یکدیگر تقسیم میکنند. دوم، اینکه فریادهای «زندهباد قهرمانان وطن» در خیابانهای کابل، پیامی آشکار به حاکمان و سیاستمداران بود؛ پیامی که میگوید تبعیض و سرکوب، هیچگاه کارساز نبوده و نخواهد بود. تاریخ این سرزمین بارها ثابت کرده است که هیچ قدرتی نتوانسته هیچ قومی را از جغرافیای افغانستان حذف کند.
این حضور ملی، فریادی خاموش اما رساست که به رهبران سیاسی یادآوری میکند:
«افغانستان از همه است؛ اگر عدالت، برابری و احترام متقابل برقرار شود، میتوان دوباره ملت و دولت واحد ساخت.»
این قهرمانان معلمان بیادعای سیاستمدارانی شدند که سالهاست از وحدت و عدالت دور افتادهاند. این جوانان با پیروزیشان نشان دادند که افغانستان هنوز زنده است، هنوز میتواند برخیزد، هنوز میتواند لبخند بزند.
این روز، روز قهرمانی در میدان ورزش نبود — روز قهرمانی در تاریخ بود؛ روزی که ملت خسته، پس از سالها اندوه، دوباره لبخند زد.
