جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور پیشین کاخ سفید، در سفری به غزه همراه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکایی، از حجم گسترده ویرانیها در این منطقه ابراز تأسف کرد و گفت: «احساس میکردم انگار بمب هستهای در آنجا منفجر شده است.» او در مصاحبه با برنامهی «۶۰ دقیقه» شبکهی سیبیاس افزود که بازگشت مردم به مناطق ویرانشده و تلاش برای برپا کردن چادر بر روی خرابههای خانههایشان، صحنهای دردناک و تکاندهنده بود.
با این حال، کوشنر از بهکار بردن واژهی «نسلکشی» در توصیف آنچه در غزه رخ داده خودداری کرد. استیو ویتکاف نیز در اظهارات مشابهی گفت که آنچه در غزه گذشته، «نسلکشی» نیست و بنیامین نتانیاهو کشورش را در شرایط دشواری رهبری کرده است.
اما ناظران بینالمللی و فعالان حقوق بشر میگویند که حجم ویرانی، تلفات گسترده غیرنظامیان و هدف قرار گرفتن زیرساختهای اساسی، از جمله بیمارستانها و مدارس، از مرزهای «جنگ متعارف» فراتر رفته و واجد ویژگیهای نسلکشی است. آنان تأکید دارند که انکار این واقعیت، تاریخ را تغییر نمیدهد؛ زیرا آنچه در غزه اتفاق افتاده، چهرهی اسرائیل را در افکار عمومی جهان برای سالهای طولانی خدشهدار کرده است.
از سوی دیگر، تحلیلگران یادآور میشوند که حماس نیز در آغاز این درگیریها با حملهی خونینی علیه غیرنظامیان اسرائیلی نقش داشته و نمیتوان کارنامهی آن را نادیده گرفت. با این حال، مجازات جمعی یک ملت برای اعمال یک گروه مسلح، نهتنها از دیدگاه حقوق بینالملل مردود است، بلکه به بازتولید نفرت و خشونت در نسلهای آینده منجر میشود.
برخی کارشناسان معتقدند که اگر اسرائیل پس از حملهی حماس در اکتبر، بهجای بمباران گسترده، مسیر حقوقی و قضایی را در پیش میگرفت و رهبران حماس را از طریق نهادهای بینالمللی تعقیب میکرد، هم از مشروعیت جهانی بیشتری برخوردار میشد و هم از دشمنتراشی بلندمدت در میان مردم غزه جلوگیری میکرد.
در نهایت، آنچه اکنون در غزه دیده میشود، شهری است ویران با مردمی بیخانمان که به خاکستر خانههای خود بازمیگردند. شاید کوشنر و ویتکاف از واژهی «نسلکشی» پرهیز کنند، اما تاریخ احتمالاً با چنین احتیاطی رفتار نخواهد کرد؛ زیرا در حافظهی مردم خاورمیانه، این فصل از جنگ، نه یک «عملیات نظامی»، بلکه فاجعهای انسانی و اخلاقی ثبت خواهد شد
