Skip to content
شهریور 23, 1405
  • تلاش به خودکشی نخست وزیر پشین ناروی پس از آغاز تحقیقات مرتبط با پرونده اپستین
  • پایان وضعیت حفاظت موقت برای پناه‌جویان افغانستان در امریکا
  • افزایش بی‌سابقه درآمد OpenAI؛ جهشی تازه در اقتصاد هوش مصنوعی
  • برخورد پلیس بریتانیا با تجمع اعتراضی ایرانیان در لندن؛ بازداشت و احتمال اخراج معترضان
خبرگزاری بانو

خبرگزاری بانو

Covering Every Story in Afghanistan and Beyond

خبر نامه
اخبار تصادفی
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست
Live Now
  • اخبار
  • افغانستان

آغاز روند ویانا با حضور چهره‌های ضد طالبان در اتریش

2 سال ago2 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

تلفات سنگین سیلاب در فراه

2 سال ago
  • اخبار
  • جهان

مکرون: در صورت عدم آتش‌بس از سوی روسیه، تحریم‌های تازه در راه است

1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

توافق سازمان همکاری اسلامی و طالبان برای درمان ۳۰ کودک مبتلا به بیماری قلبی

1 سال ago
  • اخبار
  • جهان

چهار کشته و چندین زخمی در پی حملات تازه هوایی روسیه بر اوکراین

1 سال ago1 سال ago
  • اخبار
  • افغانستان

ادامه درگیری در تورخم: سه خبرنگار زخمی شدند

2 سال ago
روز جهانی آموزش؛ آیا برای دختران افغانستان هنوز معنایی دارد؟ امروز، ۲۴ جنوری ۲۰۲۶، «روز جهانی آموزش» در حالی فرا می‌رسد که میلیون‌ها دختر در افغانستان از ابتدایی‌ترین حق انسانی و اساسی خود محروم‌اند. دخترانی که تنها «جرم»‌شان داشتن رؤیا، میل به دانستن، آموختن و ساختن آینده‌ای روشن برای خود و کشورشان است. بیش از چهار سال می‌گذرد که دختران بالاتر از صنف ششم از ادامه‌ی تحصیل منع شده‌اند و دروازه‌های مکاتب و دانشگاه‌ها به‌روی آنان «تا امر ثانی» بسته مانده است؛ امری که هنوز زمان پایان آن روشن نیست. آموزش، حقی بنیادین برای هر انسان است، اما شماری از دختران دانش‌آموز می‌گویند با بسته‌شدن مکاتب، نه‌تنها از آموختن بازمانده‌اند، بلکه امیدشان به ساختن آینده‌ای بهتر نیز از میان رفته است. محروم‌کردن دختران افغانستان از آموزش، تنها نقض آشکار حقوق بشر نیست؛ بلکه به‌معنای حذف هدفمند نیمی از جامعه از حیات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور است. پرسش اساسی این است که آیا می‌توان با حذف زنان و دختران، به پیشرفت، عدالت و توسعه‌ی پایدار دست یافت؟ شماری از دختران بازمانده از تحصیل می‌گویند با بسته‌شدن مکاتب متوسطه، لیسه‌ها و دانشگاه‌ها از سوی طالبان، تمام آرزوهایشان فرو ریخته و از حقوق انسانی و بنیادی خود محروم شده‌اند. آنان تأکید می‌کنند که جامعه‌ی جهانی نباید در برابر این تبعیض سیستماتیک سکوت کند؛ چرا که ادامه‌ی این وضعیت می‌تواند به افزایش ازدواج‌های زودهنگام، گسترش فقر و تعمیق نابرابری‌های ساختاری در افغانستان منجر شود. بیش از چهار سال است که مکاتب و پوهنتون‌ها یکی پس از دیگری بسته شده‌اند. پیش از همه، استادان، محصلان و افراد تحصیل‌کرده یا مجبور به ترک کشور شده‌اند، یا زیر فشار شرایط موجود به سکوت و انزوا تن داده‌اند. فعالان حقوق بشر و نهادهای بین‌المللی بارها نسبت به تداوم این محدودیت‌ها هشدار داده و خواستار بازگشایی مکاتب و پوهنتون‌ها برای دختران و زنان شده‌اند. در این مسیر، بسیاری از دختران و فعالان مدنی هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند؛ اما با وجود این فشارها، هنوز تغییری در سیاست‌های حاکم ایجاد نشده است. این وضعیت، فاجعه‌ای انسانی و ضربه‌ای جدی نه‌تنها به زنان، بلکه به آینده‌ی افغانستان است؛ ضربه‌ای که توسعه‌ی ملی، اقتصاد، ثبات اجتماعی و سرنوشت نسل‌های آینده را با خطر روبه‌رو می‌کند. شازیه، دانش‌آموز صنف نهم بود که با بسته‌شدن مکتب‌ها از تحصیل بازماند. او اکنون روزهایش را با نقاشی و اندیشیدن در گوشه‌ای از خانه سپری می‌کند. محدودیت‌های آموزشی، بسیاری از دختران را نسبت به زندگی و آینده‌شان ناامید ساخته است. زحل، که دانش‌آموز صنف دوازدهم بود و از ادامه‌ی آموزش محروم شده است، همچنان آرزو دارد دروازه‌های مکتب و دانشگاه دوباره به‌روی دختران باز شود. او می‌گوید: «من یکی از دانش‌آموزانی هستم که از آموزش محروم شدیم. آرزو داشتم داکتر شوم و به مردم و کشورم خدمت کنم، اما اکنون احساس می‌کنم تمام آرزوهایم بر باد رفته و امیدی برای آینده ندارم.» ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان، به مناسبت ۲۴ جنوری، روز جهانی آموزش، تأکید کرده است که همه‌ی مردم افغانستان باید به آموزش باکیفیت و عالی دسترسی داشته باشند. به گفته‌ی او، ممنوعیت آموزشی دختران و زنان از سوی طالبان، نه‌تنها زندگی آنان، بلکه آینده‌ی کل کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این در حالی است که طالبان پس از به‌دست‌گرفتن قدرت در آگست ۲۰۲۱ میلادی، دروازه‌های مکاتب بالاتر از صنف ششم و دانشگاه‌ها را به‌روی دختران بستند و تاکنون نه‌تنها تغییری در این سیاست ایجاد نکرده‌اند، بلکه محدودیت‌ها را تشدید کرده‌اند. سازمان ملل متحد اعلام کرده است که دست‌کم ۲.۲ میلیون دختر نوجوان از آموزش رسمی محروم شده‌اند؛ وضعیتی که به‌گونه‌ی مستقیم آینده‌ی آنان و جامعه‌ی افغانستان را به خطر می‌اندازد. راضیه علی‌زاده
  • گزارش

روز جهانی آموزش؛ آیا برای دختران افغانستان هنوز معنایی دارد؟

8 ماه ago
غزه پس از آتش‌بس؛ بازگشت مردم به ویرانه‌ها و بحثی تازه درباره «نسل‌کشی» جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور پیشین کاخ سفید، در سفری به غزه همراه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکایی، از حجم گسترده ویرانی‌ها در این منطقه ابراز تأسف کرد و گفت: «احساس می‌کردم انگار بمب هسته‌ای در آن‌جا منفجر شده است.» او در مصاحبه با برنامه‌ی «۶۰ دقیقه» شبکه‌ی سی‌بی‌اس افزود که بازگشت مردم به مناطق ویران‌شده و تلاش برای برپا کردن چادر بر روی خرابه‌های خانه‌های‌شان، صحنه‌ای دردناک و تکان‌دهنده بود. با این حال، کوشنر از به‌کار بردن واژه‌ی «نسل‌کشی» در توصیف آنچه در غزه رخ داده خودداری کرد. استیو ویتکاف نیز در اظهارات مشابهی گفت که آنچه در غزه گذشته، «نسل‌کشی» نیست و بنیامین نتانیاهو کشورش را در شرایط دشواری رهبری کرده است. اما ناظران بین‌المللی و فعالان حقوق بشر می‌گویند که حجم ویرانی، تلفات گسترده غیرنظامیان و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های اساسی، از جمله بیمارستان‌ها و مدارس، از مرزهای «جنگ متعارف» فراتر رفته و واجد ویژگی‌های نسل‌کشی است. آنان تأکید دارند که انکار این واقعیت، تاریخ را تغییر نمی‌دهد؛ زیرا آنچه در غزه اتفاق افتاده، چهره‌ی اسرائیل را در افکار عمومی جهان برای سال‌های طولانی خدشه‌دار کرده است. از سوی دیگر، تحلیلگران یادآور می‌شوند که حماس نیز در آغاز این درگیری‌ها با حمله‌ی خونینی علیه غیرنظامیان اسرائیلی نقش داشته و نمی‌توان کارنامه‌ی آن را نادیده گرفت. با این حال، مجازات جمعی یک ملت برای اعمال یک گروه مسلح، نه‌تنها از دیدگاه حقوق بین‌الملل مردود است، بلکه به بازتولید نفرت و خشونت در نسل‌های آینده منجر می‌شود. برخی کارشناسان معتقدند که اگر اسرائیل پس از حمله‌ی حماس در اکتبر، به‌جای بمباران گسترده، مسیر حقوقی و قضایی را در پیش می‌گرفت و رهبران حماس را از طریق نهادهای بین‌المللی تعقیب می‌کرد، هم از مشروعیت جهانی بیشتری برخوردار می‌شد و هم از دشمن‌تراشی بلندمدت در میان مردم غزه جلوگیری می‌کرد. در نهایت، آنچه اکنون در غزه دیده می‌شود، شهری است ویران با مردمی بی‌خانمان که به خاکستر خانه‌های خود بازمی‌گردند. شاید کوشنر و ویتکاف از واژه‌ی «نسل‌کشی» پرهیز کنند، اما تاریخ احتمالاً با چنین احتیاطی رفتار نخواهد کرد؛ زیرا در حافظه‌ی مردم خاورمیانه، این فصل از جنگ، نه یک «عملیات نظامی»، بلکه فاجعه‌ای انسانی و اخلاقی ثبت خواهد شد
  • دیدگاه‌بانو

غزه پس از آتش‌بس؛ بازگشت مردم به ویرانه‌ها و بحثی تازه درباره «نسل‌کشی»

11 ماه ago11 ماه ago
  • اخبار
  • افغانستان

توزیع بیش از دو میلیون شناسنامه برقی در سال ۱۴۰۳ توسط طالبان

1 سال ago
The recent remarks by Geert Wilders, leader of the right-wing Freedom Party in the Netherlands, asking Donald Trump to “prioritize Iran over Greenland,” reveal more than a political stance—they expose a dangerous logic that has long persisted in global politics: the logic of choosing the target instead of adhering to principle. The key question is: If Iran were not in its current situation, would the U.S. threat to seize Greenland be considered legitimate? And if the answer is no, why should changing the “target” justify disregarding fundamental principles? There is no doubt that the Islamic Republic of Iran has a dark record of repression, human rights violations, and state violence. The suffering of the Iranian people is real and undeniable. Yet this bitter reality cannot serve as a license to violate the basic principles of international law—principles meant to apply equally to all, not just to “political enemies.” On the surface, Wilders’ request appears as a defense of the Iranian people. In reality, however, it is a call to prioritize intervention based on political preference rather than legal or ethical criteria. When a politician says, “Hit Iran instead of Greenland,” he implicitly admits that the matter is not about sovereignty or law, but simply about choosing the more convenient target. If this logic is justified against Iran today, it could be applied against any country tomorrow—so long as that country is portrayed as “bad enough.” In such a world, there is no order based on law; only an order based on power and opportunity prevails. A genuine defense of the Iranian people must rely on political, legal, and diplomatic pressure, as well as real support for civil society—not on normalizing threats, occupation, or military intervention. Decades of experience show that freedom is not exported by missiles, and liberation is not achieved by tanks. If we aim to build a better world, it cannot be founded on contradiction. Principles must apply to all, or, if they are to be set aside, at least there should be the courage to admit that a law-based order no longer exists. Perhaps the central question remains: Do we still believe in principles, or only in the targets we choose?
  • دیدگاه‌بانو

Wilders’ Request to Trump: Iran First, Greenland Later

8 ماه ago8 ماه ago
  • 1
  • …
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • …
  • 80
تمام حقوق برای خبرگزاری بانو محفوظ است.
  • اخبار
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست