زنان افغان در دوران حکومت جمهوری از آزادی نسبی برخوردار بودند و در بیست سال گذشته در عرصههای گوناگون اجتماعی، آموزشی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی پیشرفتهای چشمگیری را تجربه کردند. اما با سقوط نظام جمهوری و تسلط طالبان در ۱۵ آگست ۲۰۲۱، زنان بار دیگر به حاشیه رانده شدند. در چهار سال گذشته، زنان افغانستان از ابتداییترین حقوق انسانی و مدنی خود محروم شده و عملاً از تمامی عرصههای عمومی حذف گردیدهاند.
طالبان پس از به قدرت رسیدن، بیش از هشتاد فرمان و محدودیت علیه زنان صادر کردهاند؛ از جمله منع آموزش دختران در مکاتب و دانشگاهها، حذف رشته ژورنالیزم برای زنان، بستهشدن آرایشگاهها، ممنوعیت سفر زنان بدون محرم، منع کار زنان در نهادهای دولتی و غیردولتی، و بستهشدن سالنهای ورزشی. این محدودیتها نهتنها مسیر زندگی فردی و اجتماعی زنان را مسدود کرده، بلکه اقتصاد کشور را نیز بهشدت تضعیف نموده است.
با حاکمیت دوباره طالبان، افغانستان شاهد تحولات نگرانکنندهای بوده که در رأس آن تبعیض سیستماتیک جنسیتی قرار دارد. زنان از فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کنار گذاشته شدهاند. در این چهار سال، زنان افغان بیش از هر زمان دیگر با مشکلات جدی روانی، افسردگی، ازدواجهای زودهنگام و موارد فزاینده خودکشی مواجه بودهاند. عوامل اصلی این وضعیت، نظام حاکم و نبود حمایت مؤثر جامعه جهانی از زنان افغانستان عنوان میشود.
سیاستهای محدودکننده طالبان سبب شده است که بخش بزرگی از جوانان، کادرهای علمی، کارمندان پیشین و نخبگان کشور ناگزیر به ترک افغانستان و انتخاب راه مهاجرت شوند. در این میان، شمار زیادی از دختران و زنان به دلیل سلب آزادیهای اساسی، مهاجرت را تنها راه نجات میدانند.
طالبان در چهار سال گذشته زنان را عملاً در خانههایشان زندانی کردهاند. زنان نه حق کار دارند، نه تحصیل و نه هم اجازه رفتوآمد آزادانه بدون محرم. سانسور شدید رسانهها ادامه دارد و خبرنگاران بهدلیل بیان واقعیتها بازداشت، شکنجه یا برای مدتهای طولانی زندانی میشوند. همزمان، ترور نخبگان در داخل و خارج از کشور ادامه دارد؛ خشونت پنهان در کنار امنیتی ظاهری، به واقعیت روزمره افغانستان بدل شده است.
گزارشهایی نیز وجود دارد که نیروهای طالبان زنان و دختران را به بهانههای مختلف از سرکها جمعآوری کردهاند. به گفته باشندگان محل، دخترانی که حجاب را رعایت میکردند نیز بازداشت شدهاند و مردم تنها نظارهگر این صحنهها بودهاند، بدون آنکه توان مداخله داشته باشند.
در این چهار سال، زنان افغان با فروپاشی کامل کرامت انسانی مواجه شده و انواع خشونتها را متحمل شدهاند. آمار ازدواجهای اجباری، بهویژه در میان دختران خردسال، افزایش چشمگیر یافته و موارد خودکشی زنان در بسیاری از ولایتها ثبت شده است. بسیاری از زنان روحیه و انگیزه خود را از دست داده و با افسردگی شدید دستوپنجه نرم میکنند.
با وجود همه این فشارها، هنوز زنان شجاع و آگاه در افغانستان حضور دارند که برای رساندن صدای زنان ایستادهاند و اجازه نمیدهند این صدا خاموش شود.
ویـدا ابدالی
