Skip to content
اسفند 12, 1404
  • شهباز شریف: پاکستان توانای دفاع از «حاکمیت و تمامیت ارضی » این کشور را دارد
  • ادعاهای متضاد درباره تلفات درگیری های مرزی؛ طالبان از کشته شدن ۵۵ نظامی پاکستانی خبر دادند
  • نشست شورای حقوق بشر درباره افغانستان؛ ارائه گزارش ریچارد بنت درباره وضعیت صحی زنان
  • مودی در کنست: هند با قاطعیت در کنار اسرائیل می ایستد
خبرگزاری بانو

خبرگزاری بانو

Covering Every Story in Afghanistan and Beyond

خبر نامه
اخبار تصادفی
  • اخبار
    • افغانستان
    • جهان
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست
Live Now
تازه‌ترین‌ها
  • داوود ناجی:طرح «فدرال‌خواهان» مبهم است

  • خلیلی: برخورد غیر انسانی با هزاره‌ها، پیامد سنگین دارد

  • ملک‌ستیز:یک شبه فدرالیست شدن «فریب‌کاری آشکار» است

  • هشدار حوثی‌ها:به کشتی‌های ایتالیایی حمله می‌کنیم

  • کمال ناصر اصولی:طرح نظام فدرالی خیانت به «افغانیت» است

  • هشدار سازمان ملل به اسرائیل:بمباران مناطق مسکونی «جنایت جنگی» است

  • ملا یعقوب مجاهد:شهرک منسوبین قوایی هوایی به افراد طالبان واگذار شود

  • سازمان ملل: به دنبال براندازی طالبان نیستیم

  • ریچارد بنت:آمار بلند «خودکشی دختران» افغانستان شوکه کننده است

  • جان بولتون: راه‌حل «دیپلوماتیک» وجود نداردطالبان باید «سرنگون» شوند

غزه پس از آتش‌بس؛ بازگشت مردم به ویرانه‌ها و بحثی تازه درباره «نسل‌کشی» جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور پیشین کاخ سفید، در سفری به غزه همراه با استیو ویتکاف، فرستاده آمریکایی، از حجم گسترده ویرانی‌ها در این منطقه ابراز تأسف کرد و گفت: «احساس می‌کردم انگار بمب هسته‌ای در آن‌جا منفجر شده است.» او در مصاحبه با برنامه‌ی «۶۰ دقیقه» شبکه‌ی سی‌بی‌اس افزود که بازگشت مردم به مناطق ویران‌شده و تلاش برای برپا کردن چادر بر روی خرابه‌های خانه‌های‌شان، صحنه‌ای دردناک و تکان‌دهنده بود. با این حال، کوشنر از به‌کار بردن واژه‌ی «نسل‌کشی» در توصیف آنچه در غزه رخ داده خودداری کرد. استیو ویتکاف نیز در اظهارات مشابهی گفت که آنچه در غزه گذشته، «نسل‌کشی» نیست و بنیامین نتانیاهو کشورش را در شرایط دشواری رهبری کرده است. اما ناظران بین‌المللی و فعالان حقوق بشر می‌گویند که حجم ویرانی، تلفات گسترده غیرنظامیان و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های اساسی، از جمله بیمارستان‌ها و مدارس، از مرزهای «جنگ متعارف» فراتر رفته و واجد ویژگی‌های نسل‌کشی است. آنان تأکید دارند که انکار این واقعیت، تاریخ را تغییر نمی‌دهد؛ زیرا آنچه در غزه اتفاق افتاده، چهره‌ی اسرائیل را در افکار عمومی جهان برای سال‌های طولانی خدشه‌دار کرده است. از سوی دیگر، تحلیلگران یادآور می‌شوند که حماس نیز در آغاز این درگیری‌ها با حمله‌ی خونینی علیه غیرنظامیان اسرائیلی نقش داشته و نمی‌توان کارنامه‌ی آن را نادیده گرفت. با این حال، مجازات جمعی یک ملت برای اعمال یک گروه مسلح، نه‌تنها از دیدگاه حقوق بین‌الملل مردود است، بلکه به بازتولید نفرت و خشونت در نسل‌های آینده منجر می‌شود. برخی کارشناسان معتقدند که اگر اسرائیل پس از حمله‌ی حماس در اکتبر، به‌جای بمباران گسترده، مسیر حقوقی و قضایی را در پیش می‌گرفت و رهبران حماس را از طریق نهادهای بین‌المللی تعقیب می‌کرد، هم از مشروعیت جهانی بیشتری برخوردار می‌شد و هم از دشمن‌تراشی بلندمدت در میان مردم غزه جلوگیری می‌کرد. در نهایت، آنچه اکنون در غزه دیده می‌شود، شهری است ویران با مردمی بی‌خانمان که به خاکستر خانه‌های خود بازمی‌گردند. شاید کوشنر و ویتکاف از واژه‌ی «نسل‌کشی» پرهیز کنند، اما تاریخ احتمالاً با چنین احتیاطی رفتار نخواهد کرد؛ زیرا در حافظه‌ی مردم خاورمیانه، این فصل از جنگ، نه یک «عملیات نظامی»، بلکه فاجعه‌ای انسانی و اخلاقی ثبت خواهد شد
  • دیدگاه‌بانو

غزه پس از آتش‌بس؛ بازگشت مردم به ویرانه‌ها و بحثی تازه درباره «نسل‌کشی»

4 ماه ago4 ماه ago
طالبان و خط دیورند؛ میان واقع‌گرایی سیاسی و قضاوت‌های تاریخی شهروند نوشت در روزهای اخیر، بحث درباره گنجاندن نام «خط دیورند» در توافق دوحه میان طالبان و پاکستان بار دیگر موضوع حساس مرز میان دو کشور را در کانون توجه قرار داده است؛ مرزی که بیش از یک قرن است سایه‌اش بر سیاست افغانستان گسترده مانده است. خط دیورند در سال ۱۸۹۳ میلادی میان امیر عبدالرحمان‌خان و حکومت بریتانیا تعیین شد. هدف از آن، جداسازی قلمرو افغانستان از هند بریتانیایی بود، اما پس از تشکیل پاکستان در سال ۱۹۴۷، کابل هیچ‌گاه آن را به عنوان مرز رسمی نپذیرفت. افغانستان تنها کشوری بود که عضویت پاکستان در سازمان ملل را با قید «حل مسئله دیورند» پذیرفت و از آن زمان تاکنون، هیچ دولت افغانستانی، از ظاهرشاه تا اشرف غنی، سندی مبنی بر به رسمیت شناختن آن امضا نکرده است. با این حال، رهبران و احزاب سیاسی افغانستان همواره در نوعی دوگانگی گرفتار بوده‌اند؛ در سخن از احترام به مرزهای بین‌المللی گفته‌اند، اما در عمل از ترس واکنش‌های قومی و سیاسی، از به رسمیت شناختن دیورند خودداری کرده‌اند. همین تناقض، سبب شده که مسئله دیورند نه‌تنها یک موضوع جغرافیایی، بلکه به معیاری برای سنجش «ملی‌گرایی» و «مقاومت» در برابر پاکستان تبدیل شود. طالبان که از پشتون‌های دو سوی دیورند برخاسته‌اند، در گذشته مخالف سرسخت به رسمیت شناختن این مرز بودند. اما حالا در جایگاه حاکمان افغانستان، با واقعیت تلخ نیاز به تعامل با پاکستان روبه‌رو شده‌اند. بسیاری از ناظران می‌گویند اگر طالبان در توافق اخیر به‌گونه‌ای ضمنی این مرز را پذیرفته باشند، نشانه‌ای از واقع‌گرایی سیاسی است، نه خیانت ملی. افغانستان در شرایط فعلی نه از لحاظ نظامی و نه از نظر دیپلماتیک، توانایی ترسیم مرزهای جدید را ندارد؛ در نتیجه، تعامل و پذیرش عملی وضع موجود، شاید به سود کشور تمام شود. عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین طالبان در پاکستان، در واکنشی محتاطانه اما معنادار نوشت: «حاکم مسلمان باید آن‌قدر هوشیار باشد که فریب مکر و حیله دشمن را نخورد، و آن‌قدر راستگو باشد که کسی را فریب ندهد.» ناظران این سخنان را کنایه‌ای مستقیم به رهبری طالبان دانستند و معتقدند ضعیف به‌طور غیرمستقیم از توافق احتمالی با پاکستان انتقاد کرده است. از سوی دیگر، دکتر عبدالعلی محمدی، مشاور پیشین اشرف غنی، در واکنش به توافق دوحه نوشته است: «دیپلماسی، دانش و هنر مذاکره برای رسیدن به هدف است؛ در غیاب این دو عنصر، تنها چیزی که از گفت‌وگو باقی می‌ماند، شکست شیرینی است که تلخی‌اش کام نسل‌های بعدی را می‌سوزاند.» او توافق دوحه را تکرار «معاهدات ننگین» در تاریخ افغانستان دانسته و آن را با گندمک مقایسه کرده است. در برابر این انتقادها، برخی تحلیل‌گران می‌گویند اگر طالبان واقعاً در این مرحله مرز دیورند را پذیرفته باشند، باید آن را نشانه‌ای از بلوغ سیاسی دانست؛ زیرا افغانستان دهه‌هاست بهای سنگینی برای شعارهای غیرعملی و احساسات تاریخی پرداخته است. زور اندک و قهر فراوان دیگر سودی ندارد و حتی همه مردم افغانستان نیز در وضعیت کنونی توان تغییر جغرافیای سیاسی کشور را ندارند. در نهایت، مسئله دیورند چیزی فراتر از یک مرز است؛ آزمونی میان احساسات ملی و واقع‌گرایی سیاسی. طالبان امروز در همان نقطه‌ای ایستاده‌اند که پیش‌تر شاهان، رؤسای جمهور و رهبران سیاسی افغانستان ایستاده بودند: میان مرزی که تاریخ ترسیم کرده و مردمی که هنوز آن را نپذیرفته‌اند.
  • دیدگاه‌بانو

طالبان و خط دیورند؛ میان واقع‌گرایی سیاسی و قضاوت‌های تاریخی

4 ماه ago4 ماه ago
سکوت معنادار احمد مسعود؛ بی‌اعتمادی به پاکستان یا انتظار برای تغییر توازن قدرت؟ تحلیل خبری – خبرگزاری بانو: در حالی‌که تنش میان طالبان و پاکستان به بالاترین سطح خود در دو دهه اخیر رسیده است، سکوت احمد مسعود، رهبر جبهه پنجشیر، در قبال تحولات اخیر پرسش‌های تازه‌ای را برانگیخته است. آیا او به پاکستان اعتماد ندارد یا این سکوت بخشی از یک محاسبه سیاسی بزرگ‌تر است؟ تحلیل‌گران بر این باورند که سکوت مسعود نه از سر بی‌تفاوتی، بلکه یک تصمیم تاکتیکی و حساب‌شده است. او می‌داند که در فضای فعلی، اسلام‌آباد بیش از هر زمان دیگر درگیر بحران‌های درونی و فشارهای خارجی برای مهار طالبان است. از همین رو، به جای درگیری لفظی، ترجیح داده است منتظر تغییر توازن قدرت بماند. پاکستان از یک‌سو با حملات فزاینده تحریک طالبان پاکستان (TTP) مواجه است و از سوی دیگر، در روابطش با طالبان افغانستان به بن‌بست رسیده است. این وضعیت برای نخستین‌بار اسلام‌آباد را در موقعیتی قرار داده که به بازتعریف سیاست خود در قبال افغانستان ناگزیر شده است. با این حال، تجربه تاریخی احمد مسعود از رفتار پاکستان در دوران پدرش، احمدشاه مسعود، موجب شده که او به نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان بی‌اعتماد بماند. او به‌خوبی می‌داند که نزدیکی زودهنگام به اسلام‌آباد می‌تواند مشروعیت ملی‌اش را تضعیف کند. با وجود این، برخی ناظران می‌گویند در صورتی‌که پاکستان واقعاً به این نتیجه برسد که طالبان دیگر ضامن منافع استراتژیکش نیست، گفت‌وگو با احمد مسعود می‌تواند آغاز فصل تازه‌ای از تعامل سیاسی میان دو کشور باشد. در نهایت، سکوت احمد مسعود را می‌توان نه نشانه‌ی انفعال، بلکه نشانه‌ی صبر و انتظار هوشمندانه برای زمان مناسب ورود به معادله جدید منطقه‌ای دانست؛ معادله‌ای که شاید پس از فروپاشی اعتماد میان اسلام‌آباد و طالبان، شکل تازه‌ای از موازنه قدرت را در افغانستان رقم بزند.
  • دیدگاه‌بانو

سکوت معنادار احمد مسعود؛ بی‌اعتمادی به پاکستان یا انتظار برای تغییر توازن قدرت؟

5 ماه ago4 ماه ago
واکنش بحث‌برانگیز زلمی خلیل‌زاد به حملات پاکستان؛ حمایت پنهان از طالبان؟ خبر تحلیلی – خبرگزاری بانو: در حالی‌که حملات ارتش پاکستان بر خاک افغانستان ادامه دارد و ده‌ها غیرنظامی، از جمله هشت بازیکن کرکت، در پکتیکا جان باخته‌اند، زلمی خلیل‌زاد، دیپلمات پیشین آمریکایی افغان‌تبار، با انتشار تویتی از پاکستان خواسته است «همسایه‌ صادق» باشد — موضعی که بسیاری آن را توجیهی نرم برای سیاست‌های طالبان و چشم‌پوشی از رنج مردم افغانستان تعبیر کرده‌اند. خلیل‌زاد در نوشته‌اش از نقش قطر در تمدید آتش‌بس میان طالبان و پاکستان تمجید کرده و گفته است در زمانی که دو کشور باید از فرصت مذاکرات دوحه برای صلح استفاده کنند. اما در همان زمان، پاکستان با نقض آتش‌بس، مناطق غیرنظامی پکتیکا را بمباران کرد. منتقدان می‌گویند مواضع خلیل‌زاد، همان‌گونه که در روند توافق‌نامه دوحه نیز آشکار بود، در خدمت تثبیت قدرت طالبان است و او عملاً تلاش دارد چهره‌ای مشروع از این گروه ارائه دهد. یکی از تحلیل‌گران سیاسی در کابل می‌گوید: «وقتی طالبان مردم را از آموزش، کار و آزادی محروم کرده و پاکستان هم خاک ما را بمباران می‌کند، خلیل‌زاد هنوز از صداقت طالبان و همسایگی پاکستان سخن می‌گوید. این نه سیاست صلح، بلکه خیانت به آرمان مردم افغانستان است.» زلمی خلیل‌زاد از زمان امضای توافق‌نامه‌ دوحه در سال ۲۰۲۰ همواره متهم بوده که با مشروعیت‌بخشی سیاسی به طالبان، زمینه سقوط نظام جمهوری و بازگشت امارت را فراهم کرد. اکنون نیز اظهارات تازه‌اش نشان می‌دهد که او همچنان در خط توجیه و حمایت غیرمستقیم از طالبان حرکت می‌کند. در حالی‌که مردم افغانستان هنوز زیر سایه‌ جنگ و فقر نفس می‌کشند، خلیل‌زاد به جای دفاع از قربانیان، طالبان و پاکستان را در نقش قربانی نشان می‌دهد. این رویکرد، به باور ناظران، فاصله‌ٔ او از واقعیت تلخ افغانستان را بیش از پیش نمایان می‌کند.
  • دیدگاه‌بانو

واکنش بحث‌برانگیز زلمی خلیل‌زاد به حملات پاکستان؛ حمایت پنهان از طالبان؟

5 ماه ago4 ماه ago
کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف خبرگزاری بانو: در تداوم کوچ‌های اجباری طالبان در بامیان، بهسود و اورزگان، این‌بار نوبت به شهرک نوآباد در ولایت غزنی رسیده است؛ جایی که مردمش نه زمین دولتی غصب کرده‌اند، نه بر املاک کسی تجاوز، بلکه با دسترنج و عرق پیشانی خویش هر وجب آن را خریده و آباد کرده‌اند. طالبان با صدور اعلامیه‌ای مبنی بر «دولتی بودن» زمین‌های نوآباد، موجی از نگرانی و خشم را در میان مردم برانگیخته‌اند. این در حالی‌ست که باشندگان این ناحیه، اسناد رسمی مالکیت، قباله‌ها و رسیدهای قانونی در اختیار دارند و طی بیش از دو دهه، بدون هیچ‌گونه حمایت دولتی، از بیابان خشک شهری زنده ساخته‌اند؛ شهری که با هزینه‌های شخصی مردم، پایه‌های برق، سرک‌ها و خانه‌هایش برپا شده است. اما اکنون همان مردمی که از راه کارگری در داخل و بیرون کشور سرمایه اندوختند تا برای خانواده‌های‌شان سرپناهی بسازند، با برچسب‌های «غصب» و «دولتی بودن» زمین‌ها مواجه‌اند. در واقع، برنامه‌ی جابه‌جایی اجباری اقوام، به‌نام «نظم و عدالت»، اما در عمل برای تغییر بافت جمعیتی و حذف هدفمند گروه‌های قومی دنبال می‌شود. سکوت رسمی و بی‌اعتنایی به فریاد مردم، نشان از سیاستی دارد که نه به عدالت باور دارد و نه به حرمت ملک و جان انسان. طالبان می‌خواهند چهره‌ی ظلم را در پوشش قانون پنهان کنند، اما حقیقت روشن است: نوآباد غصب نیست، بلکه یادگار کار، امید و زندگی صادقانه‌ی مردم است. مردم غزنی می‌گویند عدالت، وقتی معنا دارد که پیش از هر تصمیم، اسناد و واقعیت‌ها دیده شود. اگر نه، این اعلامیه‌ها چیزی جز ادامه‌ی کوچ اجباری و پاک‌سازی نرم قومی نخواهد بود — سیاستی که از بامیان و بهسود آغاز شد و اکنون در غزنی ادامه یافته است. نوآباد فقط یک منطقه نیست؛ نمادی‌ست از مقاومت مدنی مردم در برابر بی‌عدالتی و مصادره‌گری به‌نام دین و دولت.
  • دیدگاه‌بانو

کوچ اجباری طالبان از بامیان تا غزنی؛ نوآباد، قربانی تازه‌ی سیاست حذف

5 ماه ago4 ماه ago
درگیری خونین میان طالبان و نیروهای پاکستانی در اسپین‌بولدک؛ دست‌کم ۱۲ غیرنظامی کشته و بیش از ۱۰۰ زخمی خبرگزاری بانو: درگیری شدید میان نیروهای طالبان و نظامیان پاکستانی در ولسوالی اسپین‌بولدک ولایت قندهار، بامداد امروز (چهارشنبه، ۲۳ میزان) منجر به تلفات سنگین در هر دو طرف و همچنین غیرنظامیان شده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخن‌گوی طالبان، گفته است که نیروهای پاکستانی اوایل صبح امروز با سلاح‌های سبک و سنگین به خاک افغانستان حمله کردند و در نتیجه‌ی این حمله، ۱۲ غیرنظامی کشته و بیش از ۱۰۰ نفر دیگر زخمی شده‌اند. به گفته‌ی او، نیروهای طالبان در پاسخ به این حمله، به پست‌های مرزی پاکستان یورش بردند و «بسیاری از سربازان پاکستانی کشته و پست‌ها و تانک‌های آنان تصرف شده است». مجاهد افزوده است که درگیری حوالی ساعت ۸:۰۰ صبح پایان یافت. منابع محلی در قندهار نیز تأیید می‌کنند که نبرد از حدود ساعت ۳:۰۰ تا ۸:۰۰ بامداد ادامه داشته است. به گفته‌ی آنان، هر دو طرف از سلاح‌های سنگین استفاده کردند و این درگیری‌ها باعث تلفات و خسارات گسترده به غیرنظامیان شده است. منابع صحی در قندهار گفته‌اند که تاکنون ۲۵ جسد و بیش از ۸۰ زخمی از محل درگیری به شفاخانه‌های این ولایت منتقل شده‌اند. تصاویر و ویدیوهایی که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته، اجساد نیروهای پاکستانی و زخمی‌شدن شماری از غیرنظامیان را نشان می‌دهد. به گزارش مسئولان محلی طالبان، سه غیرنظامی بر اثر شلیک هاوان از سوی نیروهای پاکستانی کشته و چندین نفر دیگر زخمی شده‌اند، اما منابع محلی می‌گویند تلفات غیرنظامیان بیشتر از این ارقام است. در نتیجه‌ی شدت درگیری، بسیاری از باشندگان اسپین‌بولدک خانه‌های خود را ترک کرده و به مناطق امن‌تر پناه برده‌اند. تنش میان طالبان و پاکستان از چند روز به این‌سو افزایش یافته است. پس از حمله هوایی پاکستان به کابل و پکتیکا در اوایل هفته، طالبان نیز به پست‌های مرزی پاکستان حمله کردند و هر دو طرف مدعی واردکردن تلفات سنگین به یکدیگر شده‌اند.
  • دیدگاه‌بانو

درگیری خونین میان طالبان و نیروهای پاکستانی در اسپین‌بولدک؛ دست‌کم ۱۲ غیرنظامی کشته و بیش از ۱۰۰ زخمی

5 ماه ago4 ماه ago
  • دیدگاه‌بانو

تغییر لحن اسلام‌آباد در برابر طالبان؛ پاکستان: تا زمان رفع نگرانی‌های امنیتی، از طالبان حمایت نخواهیم کرد

5 ماه ago
  • دیدگاه‌بانو

راجولینا پس از ماه‌ها ناآرامی و از دست‌دادن همراهی واحدی از ارتش، ماداگاسکار را ترک کرد

5 ماه ago
  • دیدگاه‌بانو

آغاز تبادل اسرا میان حماس و اسرائیل: چشن و امید همه‌مان در تل آویو و غزه برای آزادی نخستین گروگان ها

5 ماه ago5 ماه ago
  • دیدگاه‌بانو

لحن تند طالبان علیه پاکستان؛ تهدیدی تازه در سایه‌ی ضعف دیپلماسی کابل

5 ماه ago
  • 1
  • …
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • …
  • 73
تمام حقوق برای خبرگزاری بانو محفوظ است.
  • اخبار
  • دیدگاه‌بانو
  • ورزش
  • فرهنگ
  • اقتصاد
  • مقالات
  • سیاست